حكم و فرمانى كه به حرمت و احترام خانهء خودش صادر كرده است ، و بنا بر اين اگر به ديگر احكام خدا گردن نهند ، بركات بر ايشان نازل خواهد شد و نه از طريق ارزشهاى فاسدى كه خود تصور مىكنند ، و بنا بر اين ايمان آوردن به خدا و فرستادهاش اين نعمت را افزايش مىدهد و آن را حفظ مىكند .
ثانيا : نعمت گاه سبب بدبختى و نقمتى براى صاحب آن مىشود ، و اين در آن هنگام است كه صاحب آن را فريب دهد و او را به غرور دعوت كند ، پس چه بسيار شهرهايى كه مردمان آنها در درجات نعمت مادّى چندان پيش رفتند كه بر اثر آن گرفتار طغيان در معيشت شدند و به سبب كفر اهل آن خداوند متعال آن شهرها را از بن ويران كرد ، و اين پس از آن بود كه حجت را بر ايشان با ارسال رسولان و پيامبران تمام كرد ، و در آن جا كه قرآن به عاقبت شوم آن شهرها و قريهها اشاره مىكند ، مقصود از آن بيم دادن به اهل مكه است .
ثالثا : اگر از راه جدل چنان فرض كنيم كه آنها از جانب خدا نبود ، بايد در نظر داشته باشيم كه دعوت قرآن از مردم مكه تنها به خاطر رسيدن ايشان به نعمت مادى صورت نگرفته ، بلكه از لحاظ نعمتهاى سراى ديگر نيز بود كه از شمار بيرون است ، / 346 پس اگر اين نعمت محدود را به سبب ايمان آوردنشان به رسالت از دست بدهند ، خداوند متعال در جهان آخرت با چيزى بسيار برتر و بالاتر از آن به ايشان عوض خواهد داد ، تا چه رسد به اين كه ايمان آوردن به رسالت سبب افزايش نعمت در دنيا و رسيدن به پاداش در آخرت مىشود .
اين درس اجمالا قلب را از چرك دوستى دنيا كه مانع ايمان آوردن به رسالت است پاك مىكند ، و اين همه از طريق بيان خطاى ايستار اهل مكه دستگير ما مىشود كه به خاطر ترس از دست دادن مصلحتها و نعمتهاى زود گذر اين جهانى به ايمان رو نياوردند ، و در برابر آن مقاومت نشان دادند .
شرح آيات :
[ 57 ] بنا بر بعضى از نظريهها ، تمدن مايهء ايجاد ترس است ، بدان سبب كه