« . . . خبر كشته شدن آن مرد به دست موسى به فرعون رسيد و موسى ( ع ) را خواست تا بكشدش ، و مؤمن به موسى آگاهى داد كه :
إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ
. « 9 » مؤمن يا مؤمن آل فرعون آن كس است كه در جايى از قرآن دربارهء وى چنين آمده است : «
وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ
- مردى از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مىداشت گفت » و اين مرد تظاهر به كفر مىكرد و ايمان خويش را پنهان مىداشت تا به سود جنبش مكتبى كارى كند ، و اين كه شخصى با دو شخصيت متناقض زندگى كند كارى سخت دشوار است ، و نياز به شخصى با درجهء بالايى از پرهيزگارى و مجاهده و اراده دارد تا در برابر فريبهاى دنيا ذوب نشود و به عقب باز نگردد ، و از اجراى نقشى كه بر عهده گرفته است باز نماند ؛ و در بعضى از روايات مربوط به اصحاب كهف آمده است كه امام صادق ( ع ) گفت :
« اصحاب كهف ايمان را پنهان كردند و ظاهرا خود را به كافرى زدند ، و آشكار كردن كفر ايشان پاداشى دارد كه از پاداش پنهان كردن ايمان بزرگتر است » . « 10 » / 289 و شگفت انگيزترين چيزى كه از مؤمن آل فرعون و پوشيده نگاه داشتن ايمان و مكتبى بودن و ايمانش به موسى ( ع ) نقل كردهاند ، از امام صادق روايت شده است كه گفت :
« و براى خربيل مؤمن با قوم فرعون كه دربارهء او به فرعون خبر چينى كردند ، چنين دو رنگى وجود داشت . خربيل آنان را به ايمان به يگانگى خدا و پيامبرى موسى دعوت مىكرد . . . و بيزارى جستن از پروردگارى فرعون ، پس نمامان اين خبر را به فرعون رساندند و گفتند : خربيل مردمان را به مخالفت با تو مىخواند ، و به دشمنانت براى ضديت با تو مدد مىرساند ، و فرعون به ايشان گفت : پسر عمويم و
هامش
( 9 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 120 .
( 10 ) - وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 480 .