يافت و ( به علم ) آخرت نرسيد . » دانش آنان متوقف شد و به سبب نظر مادّى ايشان در حدود دنيا به پايان رسيد ، و نيز به سبب كفر ايشان به خداى تعالى ، و مؤمن از خدا چنان مىخواهد كه علم و ادراك او از دنيا تجاوز كند و به آخرت نيز برسد ، چنان كه در دعا آمده است :
« و دنيا را بزرگترين همّ و مقصود و پايان علم ما قرار مده » . « 25 » در اين شك نيست كه آن كس كه تنها دربارهء دنيا مىانديشد ، مصيبت او در دين او است .
/ 226 سبب منحصر بودن علم ايشان به دنيا شك داشتن آنان دربارهء آخرت است .
«
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها
- بلكه آنان دربارهء آن ( آخرت ) شك دارند . » بلكه از آن هم بيشتر .
«
بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ
- بلكه دربارهء آن كورند . » پس به ياد آخرت نمىافتند ، و به كورى مىمانند كه از نور و رنگ چيزى نمىداند . و چنان مىنمايد كه در سياق پيشرفتى در مراحل نادانى آنان مشاهده مىشود ، پس علم ايشان دچار ركود و توقف شده و چيزى از امور آخرت نمىدانند ، و همين به تنهايى كافى است كه از جانب پيروانشان طرد شوند ، و سپس پروردگار ما بيان كرده است كه آنان اساسا دربارهء وجود آخرت شك دارند ، و آن گاه مىگويد كه آنان چيزى را كه ممكن است به وسيلهء آن به شناخت آخرت دست يابند ، از دست دادهاند ، و آن چشم بصيرت است ، و آن كس كه دستگاه ادراك را از كف داده است ، مگر مىتواند به ادراك و دريافت چيزى دسترس پيدا كند ؟ ! [ 67 ] «
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَ إِذا كُنَّا تُراباً وَ آباؤُنا أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ
- و كسانى كه كفر ورزيدند گفتند : هنگامى كه ما خاك شديم ، و نيز پدرانمان ، مگر
هامش
( 25 ) - مفاتيح الجنان ، در اعمال شب نيمهء شعبان .