تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
نظريهء افراطى در روانشناسى ساختهء فرويد از آن حكايت مىكند كه : ملاحظه مىكنيم كه انسان مستقيما از شهوتهاى جنسى خويش فرمانبردارى مىكند ، يا از واكنشها و شكست خوردنهاى معين نتيجه شدهء از آنها ، و همهء اين نظريات گاه مىتواند درست باشد ، و آن در صورتى است كه انسان فاقد اراده و ايمان به خدا باشد ، ولى مؤمن برتر و بالاتر از همهء اين حتميّات است ، و چون بر نفس خويش تسلط دارد ، شهوت جنسى و جامعه فاسد و اقتصاد يا سياست يا هر عامل مادى ديگر قدرت خاضع كردن وى و مسلط شدن بر او را ندارد ، و جوهر اسلام كه آخرين آيات اين درس دربارهء آن تأكيد مىكند همين است . آيا انسان بايد كدام يك از اينها را بپرستد : سنگى يا انسانى همچون خودش ، و طبيعتى را كه مكلف به تسخير آن است ، يا اين كه بايد به پرستش خداى يگانه بپردازد ؟ پرستش خدا همان چيزى است كه با فطرت انسان و عقل او توافق دارد ، چه ايمان از عالم ذرّ در انسان كاشته شده است ، يعنى آن روزى كه خدا به فرزندان آدم گفت : «
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
- آيا پروردگار شما نيستم ؟ ( و آنان ) گفتند : البته كه هستى » . « 21 » ولى عوامل گوناگون كه از مهمترين آنها نفس انسان است ، سبب محجوب ماندن بشر از اين حقيقت شده ، و هيچ راهى براى حفظ عهدى كه با خدا بسته است ، جز راه تربيت نفس و تسلط پيدا كردن بر آن وجود ندارد . / 213 انسان - هر اندازه هم كه در الحاد پيش رفته باشد - در لحظه‌هاى خطر پناهگاهى جز خدا ندارد ، پس اگر بر يك كشتى سوار شود و در وسط دريا باد سختى كشتى او را بشكند ، به چه كس پناه خواهد برد ؟ آيا به بت خويش ملتجى مىشود ؟ ! يا به رئيس خود كه به جاى خدا در برابر او سر به تعظيم فرود مىآورد ؟ ! هيچ يك از اين كارها را نخواهد كرد ، بلكه خواهد دانست كه نيرويى بزرگتر از همهء اينها وجود دارد ، و همان است كه سرنوشت او را تعيين مىكند ، و رهانيدن وى از مصيبت و فاجعه به دست او است ، و در آن هنگام است كه رو به
هامش
( 21 ) - الاعراف / 172 .