سوى او مىكند و از او خواستار نجات مىشود ، و همان خداى پروردگار جهانيان است .
على رغم آن كه خدا را نمىپرستيد و بلكه طاغوت و شيطان تجسم يافتهء در نفس امّاره يا جامعه منحرف را مىپرستيد ، خداوند سبحانه و تعالى دعاى او را مستجاب مىكند و او را از ورطهاى كه در آن گرفتار شده است نجات مىبخشد ، و چون از مهلكه رهايى يافت و به كرانهء دريا رسيد ، به انحراف و خطاى خويش بازمىگردد ، چنان كه بنى اسراييل نيز پس از بيرون آمدن از دريا به موسى ( ع ) گفتند : «
اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
- براى ما خدايى برقرار كن به همان گونه كه آنان نيز خدايانى دارند » ، « 22 » و اين طبيعت آدمى در هر زمان و مكان بوده است .
قلب انسان در لحظات سختى و بدبختى و اوقات يادآورى به خدا اتصال پيدا مىكند ، ولى در هنگام غفلت و فراموشى و فشارها خدا و عهدى را كه با او بسته است فراموش مىكند - و اين آغاز انحراف است - كه در آن به فراموش كردن خدا و قدرت و محافظت او مىپردازد ، و اگر چنين نمىبود ما هرگز بندگى هواهاى نفسانى خويش نمىكرديم ، و نظامهاى اقتصادى و اجتماعى و سياسى و نظامى و جز آن توجيه كنندهء حركت و روش زندگى ما نمىشد .
ضمير زندهء پاكيزه آن است كه پيوسته متوكل بر خدايش باشد و در هر وضع و حالى اتصالش با او قطع نشود .
شرح آيات :
[ 54 ] بزرگترين تلاش پيامبران براى رهايى بخشيدن جوامع بشرى از انحراف صورت مىگرفته است / 214 و نيز براى به جريان انداختن آن در جهت خير و نيكى ، و در هر جامعهاى كه بودهاند هيچ تمايلى آنان را از اين هدف بازنمىداشته است ، چه خود را مسئول تبليغ رسالت خويش مىدانستند و به خاطر آن هر رنجى را
هامش
( 22 ) - الأعراف / 138 .