تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
كه به مطالعهء زندگى پيامبران با مردم خودشان مىپردازيم ، متوجه اين امر مىشويم كه اساس فساد در نزد همهء امتها و اقوام ايشان يكى است ، و آن سستى ايمان به خدا و بر اثر آن شرك ورزيدن نسبت به او است ، و هر اندازه هم كه مظاهر فساد و تباهى از قومى تا قوم ديگر متفاوت بوده باشد باز چنين است . و شرك ورزيدن به خدا علت مستقيم ضعف انسان و بستگى شديد او را به زينت زندگى دنيا تا حد فروپاشى در برابر آن است ، در صورتى كه هدف وى مسخر كردن آن براى خود بوده است ، و خدا از آن روى فرشتگان را به سجده كردن در برابر او واداشت كه تعبيرى از خضوع طبيعت در مقابل او باشد ، زيرا كه فرشتگان موكل بر آن به او سجده كرده‌اند ، و از سوى ديگر خدا نام چيزها را به آدم آموخت ، و به او دانش و خرد بخشيد تا وسيله‌اى براى تسخير زندگى به سود خودش باشد . ولى آدمى غالبا پيروى هواى نفس و هوس را برمىگزيند ، و به سبب وسوسه‌هاى ابليس در برابر طبع خويش خاضع مىشود ، و در اين شك نيست كه آن كس كه از تسلط بر نفس خويش ناتوان است و نمىتواند طبع و هوس خود را نسبت به عقل و علمى كه خدا به او بخشيده است به فرمانبردارى وادارد ، هرگز نمىتواند طبيعت پيرامون خويش را مسخر خود سازد ، چه در آن صورت / 212 جزئى از آن شده است ، و بشر جز با اراده نمىتواند طبيعت را مسخر مصالح خويش سازد ، و بر طبع خود مسلط شود . و نظريه‌اى كه از ملاحظهء تأثير اراده در انسان غافل مانده است ، همان است كه به حتميات گردن مىنهد و اعتماد آدمى را به نفس خود در برابر فشار اوضاع و احوال گوناگون از او سلب مىكند . نظريهء ماركسى مىگويد كه : اقتصاد گردانندهء زندگى است ، و وسايل توليد چيزهايى است كه مجتمع را مىسازد و به آن شكل مىبخشد ، و تاريخ را به جريان مىاندازد ، و به جاى آن كه انسان بر اقتصاد مسلط باشد ، اقتصاد را بر او مسلط مىسازد ؛ و نظريهء اجتماعى مىگويد : محيط اجتماعى ، و مرحلهء اجتماعى تاريخى همان چيزى است كه به زندگى انسان شكل مىبخشد ، و توافق اجتماعى نيرومندترين احساسى است كه بشر را به اجبار در جهت معينى مىاندازد . و يك
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 196 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي