تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
هنگامى تصميم مىگيرد كه با گروهى از مردم دربارهء آن رايزنى كرده باشد ، خواه اين گروه از كارشناسان بوده باشند يا از مستشاران يا نمايندگان مجلس ، به صواب و صلاح نزديكتر است ، چه در اين گونه حكومتها علم مشورت با دورانديشى در قرار با هم جمع مىشود ، و در آيهء كريمهء : «
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
- و با ايشان در امور مشورت كن ، پس چون عزم جزم كردى بر خدا متوكل باش » . « 10 » اشاره به همين امر شده است . / 179 چه در آن خدا فرستادهء خويش را به مشورت كردن با مسلمانان دربارهء كارهاى ايشان مأمور مىكند ، به شرط آن كه انتخاب قرار نهايى مخصوص خود او باشد . درستى و سالم بودن اين گونه حكم از داستان بلقيس آشكار مىشود كه با معتمدان قوم خود با گفتن لفظ « أفتونى به من فتوى و نظر خود را ابراز داريد » مشورت مىكرد و آنان ، به سهم خود ، نظرشان را ابراز مىداشتند و حق گرفتن قرار نهايى را بر عهدهء او واگذار مىكردند ، و اين نقطهء مهمى در حكومت و فرمانروايى بر كشور است . بلقيس سيطره و نيروى خود را بر آنان تحميل نمىكرد ، بلكه آنان حق انتخاب راه عمل و قرار را بر عهدهء او مىنهادند . و از نكات برجسته و لطيف حكم اسلامى آن است كه مردمان به ارادهء كامل خود و با تمام آزادى شخصى حق انتخاب قرار نهايى را ، بنا بر ولايت فقيه ، به شخصى ديگر واگذار مىكنند ، چه فقيه حاكم و قاضى به فرمان خدا ولى امر ايشان است ، و او منتخب از جانب مردم از طريق انتخابات اسلامى است و حق گرفتن قرار و تصميم را مردمان پيش از آن كه عملا به اطاعت از او برخيزند به او واگذار كرده‌اند . و با وجود آن كه حكومت بلقيس از بهترين انواع تسلط و قدرت بود ، از آن روى كه از روح ايمان و هدايت رسالى بهره‌اى نداشت منحرف و فاسد بود ، پس سالم بودن قوانين و درستى نظامى و حتى سالم بودن كاربرد آنها دليل بر اين نيست
هامش
( 10 ) - آل عمران / 159 .