شرح آيات :
[ 18 ] «
حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
- تا به درهء مورچگان رسيدند ، و مورچهاى گفت : اى گروه مورچگان ! به خانههاى خود درآييد تا سليمان و سپاهيانش نادانسته شما را لگدمال نكنند . » مورچه نگفت كه سليمان و سپاهيانش اساسا احساس ندارند ، بلكه گفت كه توجه و اهتمام ايشان به چيزهاى ديگر آنان را چنان كرده است كه نمىدانند كه زير پاى ايشان چيزهايى است ، و اين اشارهاى به انسان مقتدر است كه مورچه را از ياد نبرد بلكه دربارهء آن توجه و اهتمام داشته باشد ، بدان جهت كه داراى روح و شعور است .
و فرمانرواى دادگر حتّى نسبت به مورچه هم حساب خود را دارد ، و بهتر آن است كه در اين باره به سخن امام على ( ع ) كه در زمان خود بر يك امپراطورى بزرگ فرمانروايى داشت گوش فرا داريم :
« به خداى سوگند كه اگر هفت اقليم را با همهء آنچه در زير فلكهاى آنها است به من ببخشند تا در مقابل آن مورچهاى را از دست يافتن به يك دانهء جو باز دارم ، هرگز چنين نخواهم كرد ، چه دنياى شما در نزد من خوارتر از برگى است كه ملخى در حال جويدن و فرو بردن آن به درون خويش است . على را با نعمتى كه نابود مىشود و لذتى كه دوام نمىكند چه كار ؟ ! » . « 5 » اما طاغوتان ملتهايى را به تمامى ناديده مىگيرند و دربارهء آنها به تجاهل مىپردازند ، چنان كه امريكا در انديشهء آن است كه در افغانستان بر روسيه فشار وارد آورد ، در صورتى كه اين يك در لهستان آن يك را در زير فشار قرار مىدهد ، و در هر دو سرزمين / 170 ملتهاى مستضعفى زندگى مىكنند ، ولى براى امريكا و شوروى تنها
هامش
( 5 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 224 .