پرداخت تا مبادا احساس قوت وى سبب كفران او نسبت به نعمتهاى خدا و طغيان شود . لذا از خداى خود خواست كه توفيق شكرگزارى به او عنايت فرمايد ، و آن هم نه سپاسى شخصى و لفظى بلكه نيز عملى ، بدان گونه كه هر چه را كه خدا از نيرو و بزرگى و ملك به او بخشيده است در راه اعمال شايستهاى مصرف كند كه موجب رضاى خداوند متعال بوده باشد ، چه هر عمل صالحى خودبهخود خدا را راضى نمىكند ، و اگر كسى از آفريدگان خدا با مردمان قطع رابطه كند و با نماز و روزه به عبادت خدا بپردازد و مايهء رنج كسانى شود كه بايد به نگاهدارى آنان بپردازد ، اين عمل را خدا نمىپسندد ، هر چند نماز خود به خود عملى صالح است .
نيز حادثهء ديگرى براى سليمان ( ع ) اتفاق افتاد كه ما را از كشور دارى و روش حكمرانى او آگاه مىسازد ، و آن در هنگامى بود كه هدهد از دستگاه او مدتى از زمان غايب ماند ، و او در ابتدا چنان گمان مىكرد كه از پيروى قوانين انضباطى او تخلف ورزيده است ، و به همين جهت تهديد كرد و وعيد داد كه اگر بيايد او را شكنجه خواهد كرد تا عبرتى براى ديگر افراد سپاهيانش باشد ، و در صدد مخالفت با نظام نباشند و بىبندوبارى در ارتش رواج پيدا نكند ؛ و عادت سليمان آن بود كه پرهاى پرندگان مخالف يا تقصير كار را مىبريد ، ولى هدهد در آن هنگام كه با سليمان ( ع ) رو به رو شد ، ناگهان خبرى مهم به او داد ، و آن اين كه : كشور سبأ را در سرزمين يمن ديده است ، و سليمان هيچ علم ظاهرى به آن سرزمين نداشت ، بدان جهت كه مركز سلطنت وى در / 169 فلسطين بود ، و بنا بر اين چنان واجب مىنمود كه ميان دو تمدن رابطهاى برقرار شود ( و اين خود سنتى از زندگى است ) و هدهد همچون وسيلهاى براى برقرار كردن اين ارتباط در نظر گرفته شد .
پس از آن سليمان ( ع ) چنان مقرر داشت كه قضيه مورد رسيدگى قرار گيرد ، و اگر هدهد راست گفته باشد در معرض نوازش و تكريم قرار گيرد ، و گرنه گرفتار عذاب مقرر شود ، و به همين سبب نامهاى به او داد تا آن را در دربار ملكهء سبأ فرو افكند ، و در اين داستان عبرتها و درسهايى است كه در بيّنات به آنها خواهيم رسيد .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 156
مساهمون: احمد آرام
ص١٥٦