ندا داد : اى موران ! به خانههاى خود درآييد كه سليمان و لشكريانش در راهند ، و بيم آن دارم كه شما را زير پاهايشان و زير سمهاى ستورانشان نابود سازند ، و چون سليمان آن را شنيد تبسّم كرد .
گاهى انسان داراى شناختها و انديشههايى است كه جز بر اثر پيش آمدن حوادثى در زندگى او برانگيخته و آشكار نمىشود ، و در اين باره از خود غافل است و ناگهان حادثهاى آن را برمىانگيزد و درهاى شناخت و دانش به روى او باز مىشود و ، چنان كه گفتهاند ، نيوتن دانشمند جستجوى خود را دربارهء قانون جاذبه پس از آن آغاز كرد كه ناگهان با افتادن سيبى از درخت بر روى زمين رو به رو شد ، و از خود پرسيد كه : چرا به طرف آسمان بالا نرفت ؟ ! و دنبالهء اين جستجو به كشف قانون جاذبه انجاميد .
/ 168 سليمان ( ع ) از لحاظ نيرومندى و تسلط به مقامى بالا رسيد ، پس از حدود استيلاى خويش غافل ماند يا خود را به تغافل زد - و كار پيامبران و صالحان چنين است - و آنان هر اندازه ايمانشان افزايش يابد تواضعشان نسبت به خدا بيشتر مىشود ، و سليمان ( ع ) توجهى به جنبههاى مادى و پادشاهى خود نداشت كه او را از توازن و پرستش خدا خارج كند - كه شأن و كار ديگر پادشاهان چنين است - و پادشاهى در نظر وى وسيلهاى براى تكبر و برترى جويى نبود ، بلكه آن را وسيلهاى براى برپا داشتن عدل و داد بر روى زمين قرار داده بود ، روزها را به روزه مىگذراند و شبها را ايستاده به عبادت خداوند سبحانه و تعالى مىپرداخت ، و از دامنهء كشور خود تا آن زمان آگاه نبود كه بانگ مورچهاى را شنيد كه در او اثر گذاشت ، پس روى به پروردگار خويش كرد و بر نعمتهاى متوالى وى از او سپاسگزارى كرد ، و اين امر حقيقتى مهم را آشكار مىسازد كه چنين است : آنچه برا آدمى حادث مىشود بر جهانهاى محيط بر وى تأثير دارد ، پس عدالت انسان و طبيعت پيرامون وى را فرا مىگيرد ، و ستمكارى نيز چنين است . و سليمان از خطاب مورچه دچار شگفتى شد ! چه شده كه انسانى ضعيف همچون وى به اندازهاى از قوت و نيرو دست يافته است كه حتى مورچه هم از او هراسان است ! به همين سبب به سپاسگزارى خدا
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 155
مساهمون: احمد آرام
ص١٥٥