تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
كشوردارى نمىداشت ، وارث فرمانروايى و پادشاهى نمىشد . از پاره‌اى نصوص چنين پيداست كه سليمان دانش و شايستگى را كه خدا در او به وديعت نهاده بود از كودكى از پدرش به ارث برده بود . در اصول كافى از بعضى از اصحاب ما از ابو جعفر دوم ( ع ) روايت كرده است كه به او گفتم : مردم درباره كمى سن و سال تو سخن مىگويند ، پس او به من گفت : « خداى تعالى به داوود وحى فرستاد كه سليمان را به جانشينى خود برگزيند ، در صورتى كه كودكى بود گوسفند مىچرانيد ، پس بنى اسراييل و علماى ايشان اين كار را نپسنديدند و خدا به داوود وحى فرستاد كه : عصاهاى سخنگويان و ناراضيان و عصاى سليمان را بگير و آنها را در اطاقى قرار ده و در آن اطاق را مهر و موم كن ، پس چون فردا شود آن در را بگشا و هر عصايى كه شاخ و برگ و ميوه پيدا كرده است ، صاحب آن جانشين تو خواهد بود ، و چون داوود ( ع ) اين مطلب را به ايشان خبر داد ، گفتند : به اين راضى و تسليم شديم » . « 2 » [ 17 ] «
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ
- و سپاهيان سليمان از جنّ و انس و مرغان را گردهم فراهم آوردند . » شايد وظيفهء مرغان رساندن نامه‌ها همچون كبوتر نامه‌بر ، يا جاسوسى و خبر رسانى همچون هدهد بوده است . «
فَهُمْ يُوزَعُونَ
- و بر حسب نوع كار تقسيم شدند . » يعنى : سليمان كارها را ميان سپاهيان خود تقسيم كرد ، و حشر در اين آيه بدان معنى نيست كه به صورتى پريشان و نامنظم گردهم جمع شدند ، بلكه توزيع و تقسيم آنها صورتى منظم داشت ، و چنان مىنمايد كه تمدّن در دوران سليمان ( ع ) تكامل پيدا كرده و او از زبانهاى مختلف آگاهى داشته است . / 164 در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق ( ع ) آمده است : « به سليمان پسر داوود - با وجود علمش - شناخت سخن گفتن به هر
هامش
( 2 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 75 .