مىشدند ، و لوط از اين فرصتها استفاده مىكرد و به اندرز قوم خود مىپرداخت و به همين سبب همسر او از غابرين خوانده شده است ، و غابر از غبار بر جاى ماندهء از روفتن و جارو كردن پليديها گرفتار شده ، و از اين تعبير چنان نتيجه مىگيريم كه آن پير زن لوط در زبالهدان تاريخ فرو افتاده بوده است .
[ 172 ] «
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ
- سپس ديگران را هلاك كرديم و برانداختيم . » و تدمير به معنى از بين بردن كامل است ، و تدمير ايشان به فرمان خدا كامل و نيرومند بود ، تا حدى كه سنگى بر روى سنگ ديگر بر جاى نماند ، و شمارهء شهرهاى قوم لوط هفت بود .
[ 173 ] «
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ
- و بر ايشان بارانى بارانديم ، و باران بيم داده شدگان باران بدى بود . » آيا چه بارانى بود ؟
/ 109 چنان مىنمايد كه آن باران يكى از دو چيز بوده است : يا سنگهاى فرو ريختهء از آسمان از گونهء شهابها و آسمانسنگها كه به گونهاى نامحتمل مىنمايد ، بدان سبب كه از آسمان به انبوهى از چنين نمودها فرو نمىريزد كه هفت شهر كامل را به كلى نابود كند ، و اگر چنين بوده باشد البته از كار خدا بعيد نيست .
يا اين كه مقصود از مطر ( باران ) يك انفجار آتشفشانى از كوهى نزديك آن شهرها بوده است ، و اين احتمالى است كه ممكن است درست باشد .
[ 174 - 175 ] «
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ * وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
- همانا در اين آيتى است ، و بيشترين آنان مؤمن نبودند * و پروردگارت عزيز رحيم است . » خدا چه اندازه نسبت به بندگانش مهربان است كه ، حتى پس از انحراف ايشان و فاسد شدنشان ، تا رسول بر ايشان نفرستد و حجت را بر آنان تمام نكند ، آنان را مورد مؤاخذه قرار نمىدهد ، و چه عزيز و قدرتمند است خداوند جبّارى كه ، چون منحرفان نسبت به رسول او تمرد و نافرمانى نشان دادند ، آنان را به سختترين