چشمهاى بيرون آورد و يا چاهى بكند ، مالك آبِ آن مىشود .
( مسألهء 3565 ) اگر چاه و يا چشمهاى در ملك كسى خود به خود پديد آيد ، مالك آبِ آن مىشود ، اگرچه قصد حيازت نكند .
( مسألهء 3566 ) اگر كسى در كنار رودخانه ، حوضچهاى بسازد كه راحت تر بتواند از آنجا آب برداشت كند ، اولويت پيدا مىكند و كسى نمى تواند براى او ايجاد مزاحمت كند ، ولى مالك آبِ آن حوضچه نمى شود ، مگر اينكه براى خودش حيازت كرده باشد .
( مسألهء 3567 ) آبهاى شخصى كه مالك خصوصى دارد ، اگر در محلّى باشد كه به وسيلهء ديوار و نرده و امثال آن محصور شده ، بدون اجازهء مالك نمى توان در آن تصرّف نمود . ولى اگر در زمين بى در و پيكر باشد ، خوردن و شستشو كردن در آن به صورت معمول ، بدون اذن مالك ، مانعى ندارد ، مشروط بر اينكه به آب صدمه نزند .
( مسألهء 3568 ) اگر يك عدّه در كنار آب مباحى گرد آيند و در صدد استفاده از آن باشند ، برخى از آنها نمى تواند آن آب را به خودش اختصاص دهد و ديگران را از آن منع كند . پس اگر آب به همهء آنها كفايت كند ، همه از آن برخوردار ميشوند ولى اگر به همهء آنها كفايت نكند ، در اينجا دو صورت هست :
1 ) اگر به صورت دسته جمعى و همزمان در كنار آب گرد آيند ، در اين صورت يكى برترى ندارد ، بلكه بايد آن را به طور مساوى در ميان خودشان تقسيم كنند و هر يكى به سهم خود قانع شود .
2 ) به دنبال يكديگر در كنار آب گرد آيند ، پس هر كسى كه جلوتر وارد شده ، او اولويّت دارد ، تا هنگامى كه او نيازش بر طرف نشده ، نفر بعدى حق استفاده ندارد .
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 749
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٧٤٩