مىباشد ، و در مواردى هم ممكن است گنهكار باشد .
( مسألهء 3538 ) كسى كه شروع كند به كندن چاه ، بيرون آوردن چشمه و يا كندن كانال رودخانهاى ، نسبت به زمينى كه زمينهء سيراب شدنش با اين چاه و چشمه و رودخانه فراهم شده ، حق تحجير پيدا مىكند . و حدود آن محدود است به زمانى كه در مسأله 3535 بيان گرديد .
( مسألهء 3539 ) تحجير موجب مالكيت نمى شود ، و لذا نمى تواند زمينى را كه تحجير كرده بفروشد ، ولى ميتواند حقّ اولويتش را به كسى واگذار كند و آن را با چيزى مصالحه كند ، مشروط بر اينكه در اثر طول مدّت حقّش ساقط نشده باشد .
( مسألهء 3540 ) سرزمينهايى كه در مجاورت ايل و قبيلهاى قرار دارد و به آنها منسوب است ، اگر به وسيلهء احيا كردن به ملكيت آنها در نيامده باشد ، اگر بهره جوئى از آن در طول زمان به آنها اختصاص داشته ، مثلًا چراگاه و تفريحگاه آنها بوده ، از حريم آنان به حساب ميآيد و هرگز ديگران نمى توانند به وسيلهء احيا كردن آنجا را تملّك نموده ، اسباب مزاحمت آنها را فراهم كنند ، حتّى برخى از خود آنها نيز بدون اجازهء بقيّه نمى توانند چنين كارى انجام دهند .
( مسألهء 3541 ) در فرض ياد شده ، اگر اين سرزمينها به آنها اختصاص نيافته باشد ، آنها حقّى در آنجا نخواهند داشت و هر كس بخواهد ، از خودشان و يا ديگران ، ميتواند آنجا را احياء كرده به ملكيّت خود درآورد ، و آنها حق جلوگيرى ندارند .
( مسألهء 3542 ) اگر اهالى يك منطقه سرزمينهاى پيرامون خود را با جلب رضايت يكديگر در ميان خودشان تقسيم كنند ، تا اقدام به احياى آن
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 743
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٧٤٣