( مسألهء 2377 ) اگر بدهكار تنگدست باشد ، مهلت دادن به او واجب است ، سختگيرى و وادار كردنش به پرداخت بدهى خود جايز نيست . بلكه مستحب است كه همهء بدهى و يا قسمتى از آن را به او ببخشند و او را برىء الذمّه كنند .
( مسألهء 2378 ) در مورد بدهكار توانمند نيز مستحب است كه با نرمش و ملاطفت مطالبهء حق شود ، سختگيرى و استيفاى حق ، يعنى تا آخرين ريال وصول كردن ، مكروه است .
( مسألهء 2379 ) مستحب است انسان بدهى پدر و مادرش را بپردازد ، مخصوصاً بعد از فوت آنها . چنان كه حلال كردن و برىء الذمّه كردن مؤمن در حال حياتش مستحب است ، چه رسد به بعد از وفات .
* * *
بحث تكميلى : پيرامون تقاصّ
اگر انسان پيش كسى كالائى دارد و يا در ذمهء او طلبى دارد و او از پرداخت آن امتناع ميورزد ، اگر از مال او به مقدار طلبى كه از او دارد در دست قرار گرفت ، ميتواند آن را به جاى حق خودش بر دارد . و به او اطلاع ندهد . اين كار را « تقاصّ » مينامند .
( مسألهء 2380 ) در تقاصّ فرق نمى كند كه طرف ، مال او را عمداً غصب كرده باشد ، و يا به جهت شبههاى كه برايش حاصل شده او را مستحق اين مال ندانسته باشد ، در هر دو مورد ميتواند به مقدار مال خود از او تقاصّ نمايد .
( مسألهء 2381 ) در چند مورد تقاص كردن مكروه است كه از آن جمله است :