صاحب مال باشد .
( مسألهء 2375 ) آنچه بعضى از فقهاى نزديك به عصر ما فرمودهاند كه در فرض ياد شده صدقه بدهد و به آن اكتفا كند ، و در عرف مردم به ردّ مظالم معروف شده ، در نزد ما ثابت نشده است . البتّه اگر كسى از باب احتياط و به رجاء مطلوبيّت اين كار را انجام دهد ، ولى خود را برىء الذمّه حساب نكند ، مانعى ندارد .
( مسألهء 2376 ) اگر طلبكار ناپديد شود و ديگر خبرى از او نرسد ، در اينجا چند صورت هست :
1 ) اگر بدانيم از دنيا رفته است بايد طلبش را به ورثهاش بپردازيم .
2 ) اگر بدانيم زنده است احكام ياد شده در مسألهء 2373 جارى مىشود .
3 ) اگر احتمال بدهيم در ايام ناپديدى در گذشته باشد پس از جستجو ، بعد از چهار سال بايد طلبش را به ورثهاش بپردازيم .
4 ) اگر با احتمال مرگ و بدون جستجو ده سال بگذرد ، پس از گذشت ده سال بايد طلبش را به ورثهاش پرداخت شود .
اگر اين بى خبرى از حال طلبكار به جهت حادثهاى باشد كه بر بدهكار پيش آمده باشد ، از قبيل مسافرت و زندان و امثال آن ، در اينجا حكم مسألهء 2373 جارى مىشود و پرداخت آن به ورثه طلبكار جايز نيست ، اگرچه زمان به درازا كشد ، مگر اينكه اطّلاع از مرگ او حاصل شود و يا حجّت شرعى بر آن قائم گردد .
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 493
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٤٩٣