( مسألهء 2364 ) آنچه به عنوان مستثنيات دين - در مسألهء 2356 - بيان شد ، به زمان حيات بدهكار اختصاص دارد ، و به مجرد فوت او حق طلبكاران به آنها تعلق مييابد و ورثه حق تصرّف در آنها را ندارند ، مگر اينكه از طلبكاران اجازه بگيرند و يا طلب آنها را پرداخت نمايند .
( مسألهء 2365 ) بر بدهكار واجب است براى پرداخت بدهى خود ، به هر كارى كه براى او ذلت و مشقت نداشته باشد تن دهد .
( مسألهء 2366 ) بر بدهكار لازم نيست به جهت پرداخت بدهى خود از كسى هبه ، بخشش ، خمس ، زكات ، صدقه و امثال آنها را مطالبه نمايد ، ولى اگر كسى به او بذل كند و در پذيرفتن آن ذلّت نباشد ، بنابر احتياط واجب بايد آن را بپذيرد .
( مسألهء 2367 ) اگر بدهكار كالائى دارد كه اگر آن را بفروشد ميتواند بدهى خود را بپردازد ، جز اينكه آن را به كمتر از قيمت ميخرند ، بايد به فروش آن اقدام كند ، مگر اينكه قيمت به قدرى پايين باشد كه فروش آن تضييع مال به شمار بيايد ، در اين صورت وجوب اقدام محلّ اشكال است ، بخصوص اگر پايين بودن قيمت موقتى باشد و انتظار زمان طولانى را ايجاب نكند .
( مسألهء 2368 ) در فرض بالا ، اگر بدهكار بتواند از كسى قرض بگيرد تا بدهى خود را بپردازد و تا هنگام فرا رسيدن وقت اداى قرض جنس خود را به فروش برساند ، ظاهر اين است كه اقدام به اين كار واجب است .
( مسألهء 2369 ) اگر بدهكار بميرد حق طلب كاران بر تركهء او تعلق ميگيرد و حق آنها مقدم بر وصاياى ميّت است ، فقط دو چيز بر حق آنها مقدم مىباشد :
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 491
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٤٩١