( مسألهء 2200 ) ميتوان زمين را براى زراعت عاريه گرفت ، در اين صورت عاريه گيرنده نقش مالك را با كشاورز ايفا مىكند .
( مسألهء 2201 ) اگر در عقد مزارعه بر زراعت خاصّ ، زمان خاص ، كيفيت خاص و امثال آنها توافق كنند ، مخالفت با آن جايز نيست ، مگر با رضايت ديگرى .
( مسألهء 2202 ) هيچيك از مالك و كشاورز پس از عقد مزارعه نمى توانند طرف مقابل را به شرط ديگرى وادار سازند .
( مسألهء 2203 ) اگر كشاورز يكى از شرايط مقرر در ضمن عقد را رعايت نكند ، و آن شرط از مسائل اساسى و زيربنائى مزارعه باشد ، مثل اينكه زمين ديگرى را بكارد ، يا زراعت ديگرى را انتخاب كند ، مزارعه باطل مىشود .
( مسألهء 2204 ) هنگامى كه مزارعه به سبب مخالفت كشاورز باطل شود ، پيامدهايى دارد كه در زير شرح ميدهيم :
1 ) اگر به وسيلهء اين زراعت در زمين نقصى ايجاد شود ، و زمين در تصرّف زارع باشد ، ضامن آن نقص حاصله مىباشد .
2 ) اگر بذر از آن مالك مىباشد ، همهء محصول به مالك مربوط مىشود و كشاورز سهمى در آن ندارد .
3 ) اگر به سبب مخالفت كشاورز نقصى در بذر و يا هر چيز مربوط به مالك پديد آمده باشد ، بايد از عهدهء آن بر آيد .
4 ) اگر بذر از آنِ زارع باشد ، همهء محصول به او تعلّق مييابد ، پس اگر مخالفتش عمدى نباشد مالك موظف است كه اجازه دهد تا موقع فرا رسيدن درو در زمين او بماند ، ولو در مقابل اجرت ، مگر اينكه متضرّر شود .
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 455
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٤٥٥