ميگردد ، و مستأجر حق استرجاع اجرت را ندارد ، و منفعت از مال او فوت مىشود . و كسى به بدون استيفاء منفعت باعث تفويت آن شده است ضامن نخواهد بود ، و فقط معصيت كار محسوب مىشود .
( مسألهء 2093 ) اگر استيفاى منفعت از عين مورد اجاره به جهت مانعى در شخص مستأجر غير ممكن شود ، مثل اينكه ماشينى را براى مسافرت اجاره كند و سپس بيمار شود ، پس اگر حق استفاده از آن به شخص مستأجر شرط شده بود ، اجاره باطل مىشود ، در غير اين صورت مستأجر ميتواند آن را با اجرت يا بدون اجرت در اختيار ديگرى قرار دهد تا منافعش را استيفا كند .
( مسألهء 2094 ) اگر كسى را براى معالجهء بيمارى اجير كند و بيمار بهبودى پيدا كند ، اجاره باطل مىشود ، زيرا موضوع اجاره از بين رفته است ، خواه بهبودى به موجر مستند باشد ، يا به صورت غير اختيارى انجام يافته باشد .
( مسألهء 2095 ) اگر عين مورد اجاره كلى غير معين باشد ، پس يك فرد از آن را تسليم مستأجر كند و استفاده از آن غير ممكن شود ، اجاره باطل نمى شود ، بلكه موجر ميتواند فرد ديگرى را به او تسليم كند . ولى اگر مورد اجاره فرد مشخصى باشد و استفاده از آن غير ممكن شود ، اجاره باطل مىشود .
( مسألهء 2096 ) عين مورد اجاره تا مدّتى كه در دست مستأجر است در دست او امانت است و همهء احكام امانات كه در باب وديعه بيان خواهد شد ، در مورد آن جارى مىشود . و لذا ضامن نمى باشد ، مگر در صورتى كه در نگهدارى آن كوتاهى كند و يا در استفاده از آن زياده روى نمايد .
( مسألهء 2097 ) در اجاره موجر ميتواند شرط كند كه مستأجر مطلقاً
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 430
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٤٣٠