29 ) تكبّر و فخر فروشى بر مردم و خود را برتر از آنها پنداشتن .
30 ) اسراف و ولخرجى ، و آن عبارت است از مرز نشناختن در هزينه كردن بدون انگيزهء عقلائى ، كه تباه كردن مال به شمار آيد .
31 ) جنگ و ستيز با دوستان خدا و هميارى و هم سوئى با دشمنان خدا .
32 ) اشتغال به كارهاى بيهوده . مثل زدن تار ، طبل ، نى ، سرنا ، فلوت و ديگر آلات موسيقى ، كه مبتنى بر طرب و التذاد باشد و انسان را از حالت جدّى خارج نموده ، به نوعى سبكى برخاسته از غرائز نفسانى واداشته و با تنظيم آهنگهاى موسيقى او را در مسيرى كه مورد نظر باشد - از شادى و سرور ، غم و اندوه ، نخوت و غرور ، و يا غير آنها از هواهاى منظور - قرار دهد .
33 ) غناء عبارت است از صدائى كه مشتمل بر كشيدن آن با آهنگ خاصى كه خاصيّت آن سبب طرب با قصد لهوى و سرگرمى بودن است بطورى كه نزد اهل فسق وفجور متعارف است . مگر غناى زن براى زنان در خصوص شب عروسى به شرط اينكه از آلات لهوى استفاده نشود بلكه بنابر احتياط واجب از طبل نيز استفاده نشود .
( مسألهء 1643 ) چنان كه اشتغال به غنا و كارهاى بيهوده حرام است ، گوش دادن و تحت تأثير قرار گرفتن از آنها نيز حرام است ، ولى شنيدن آنها به صورت گذرا بدون گوش دادن و تحت تأثير قرار گرفتن مانعى ندارد .
34 ) اصرار بر گناهان صغيره ، يعنى تكرار كردن آنها به جهت بياهميّت شمردن آنها ، به طورى كه انسان ديگر خودش را براى ارتكاب آنها سرزنش نكند .
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٣٣١