2 ) عقل .
3 ) آزادى .
( مسألهء 1507 ) بر ديوانه و شخص بيهوش كه بيهوشى او به قدرى حادّ باشد كه عرفاً از قابليّت تكليف بيرون باشد ، زكات فطره واجب نيست ، ولى بيهوشى موقّت كه گاهى همانند خواب عارض مىشود - بنابر احتياط واجب - موجب سقوط فطره نمى شود .
4 ) بى نيازى به معنائى كه در مسأله 1470 گفته شد ، پس اگر فقير باشد ( يعنى مخارج يك سالش موجود نباشد و مخارج روزانهاش تأمين نباشد ) زكات فطره بر او واجب نمى شود .
( مسألهء 1508 ) بايد اين شرايط لحظاتى پيش از غروب شب عيد فطر موجود باشد ، تا لحظهء مغرب واجد اين شرايط باشد ، و اگر برخى از اين شرايط مقارن شب عيد فراهم نباشد ، زكات فطره بر او واجب نمى شود .
( مسألهء 1509 ) مستحب است شخص فقير نيز زكات فطره بدهد و اگر بيش از يك صاع نداشته باشد ، آن را به عنوان فطرهء خود به يكى از اعضاى خانوادهاش بدهد ، او نيز به يكى ديگر ، تا در ميان همهء اعضاى خانواده دست به دست بگردد . و بهتر است فرد آخر آن را به فرد ديگرى كه عضو خانواده نيست بدهد .
( مسألهء 1510 ) در فرض بالا ، اگر برخى از افرادى كه نان خور آن شخص فقير است بى نياز باشد ، نمى توان فطره را به او داد ، و اگر برخى از آنها صغير باشند ، ميتوان فطره را به او داد ، سپس از سوى او به فرد ديگرى داد .
( مسألهء 1511 ) كسى كه شرايط وجوب زكات فطره را دارد ، بايد آن
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 293
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٢٩٣