پنجم : حرف زدن عمدى ، اگر چه از روى ناچارى باشد ، ولى حرف زدن سهوى ، اگر چه به خيال تمام شدن نمازش باشد ، مانعى ندارد و نمازش باطل نمى شود .
( مسألهء 956 ) منظور از حرف زدن ، خارج شدن حروف از دهان به صورت معمول در ميان مردم ، در مقام بيان مطلب مىباشد ، اگر چه منظورى نداشته باشد ، و آن را به صورت مهمل بر زبان جارى كرده باشد .
( مسألهء 957 ) اگر نمازگزار كلمهء يك حرفى بر زبان جارى كند كه معنى داشته باشد ، نمازش باطل مىشود و اگر كلمهء يك حرفى بدون معنى نيز بر زبانش جارى كند ، بنابر احتياط واجب نمازش باطل مىشود .
( مسألهء 958 ) در چند مورد سخن گفتن نماز را باطل نمى كند .
1 ) تلاوت قرآن ( غير از چهار آيهاى كه سجدهء واجب دارند ) .
2 ) ذكر خدا و رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به قصد ستايش و پيامبر خدا .
( مسألهء 959 ) اگر نمازگزار بگويد : « خداوند به فلانى پسرى عطا كرد » يا بگويد : « پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) با كافران پيكار كرد » بنابر احتياط واجب ذكر به شمار نميآيد و نمازش باطل مىشود ، پس ذكر بايد به قصد تعظيم و ستايش باشد .
3 ) دعا و نيايش ، مشروط بر اين كه به صورت مناجات و خطاب به خداوند باشد ، مثلًا بگويد : « خداوندا فلانى را بيامرز » . ولى اگر بگويد : « خداوند بيامرزد فلانى را » يا خطاب به كسى بگويد : « خدا ترا بيامرزد » جايز نيست .
4 ) پاسخ سلام ، نه تنها جايز بلكه واجب است .
( مسألهء 960 ) پاسخ سلام در اثناى نماز بايد به همان تعبيرى باشد كه سلام كننده بر زبان آورده است ، پس اگر « سلام » گفته ، بايد در پاسخ بگويد : « سلام » ، اگر « سلام عليكم » گفته ، پاسخ نيز « سلام عليكم »
مى
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص١٨١