كه با پروردگار دارند ، مانعى ندارد .
( مسألهء 974 ) اما گريهاى كه براى امور دنيوى باشد و صرفاً از روى عواطف و احساسات باشد ، بنابر احتياط واجب نماز را باطل مىكند ، مگر اين كه سهواً و يا از روى جهل به مسألهء باشد .
هشتم : تكفير ، و آن گذاردن دستها روى يكديگر به عنوان خضوع و خشوع بيشتر در برابر پروردگار است ، كه اگر در اين كار ترويج باطل باشد و يا به عنوان يكى از شرايط نماز انجام پذيرد بدعت و حرام است و با توجّه به حرمت آن ، نماز هم باطل مىشود ، در غير اين صورت ظاهراً مكروه است .
( مسألهء 975 ) اگر كسى سهواً تكفير كند نمازش باطل نمى شود ، و به خاطر تقيّه هم مانعى ندارد ، حتّى در مواردى ممكن است واجب باشد .
نهم : گفتن « آمين » بعد از سوره مباركهء حمد است كه حرام است و بنابر احتياط واجب نماز باطل مىشود ، ولى اگر سهواً يا براى تقيّه باشد مانعى ندارد و شايد در مواردى هم واجب باشد .
( مسألهء 976 ) اگر نمازگزار شك كند آيا يكى از مبطلات نماز انجام پذيرفته است يا نه ؟ بنا ميگذارد بر اين كه انجام نيافته است .
( مسألهء 977 ) اگر نمازگزار پس از فراغت از نماز شك كند آيا نمازش را صحيح انجام داده است يا نه ؟ بنا را بر صحّت آن ميگذارد .
( مسألهء 978 ) قطع كردن نماز مستحبّى جايز است و قطع كردن نماز واجب براى كارى كه ارزش دينى يا دنيوى فراوان دارد جايز است ، مانند : اداى دَين ، انجام واجبات يا مستحبات فورى ، حفظ مال و حيوان و رسيدن به بدهكار ، در غير اين صورت - بنابر احتياط واجب - جايز نيست .
* * *
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص١٨٤