تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب و احكام كسب و كار (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
سود زيادى است ، مگر چه كرديد ؟ غلام جريان را براى حضرت شرح داد ، حضرت به شدت ناراحت شد و فرمود : « سبحان اللّه ! چگونه قسم خورديد كه از مسلمانان سود چند برابر بگيريد ؟ » آن‌گاه فقط همان كيسه اصل سرمايه رابرداشت و فرمود : من نيازى به چنين سودى ندارم و سپس فرمود : « يَا مُصَادِفُ مُجَادَلَةُ السُّيُوفِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ ؛ اى مصادف ! جنگيدن و شمشير زدن از به دست آوردن روزى حلال آسان‌تر است . » اين حديث گوياى ناخرسندى امام از چنين معامله‌هايىاست كه متأسفانه در بازار زياد به چشم مىخورد . سودجويى و سوء استفاده از كميابى اجناس ميان مسلمانان بسيار رواج دارد و از آن‌جا كه مشترى به آن جنس نياز دارد ، به ناچار آن جنس را مىخرد . بايد توجه داشت كه اگر كسى مىخواست كالايى را از مدينه به مصرببرد با وسائل آن روز ( شتر ، قاطر يا پياده ) چند روز طول مىكشيد ( رفت وبرگشت ) و اين كار چقدر زحمت داشته است ؛ اما با اين حال امام سود برابر سرمايه را جايز ندانستند . در حالى كه به عقيده تجار امروز ، با اين همه زحمت و صرف وقت ، دو برابر هم كم است و صرف نمىكند ! اگر در داستان فوق ، دقت كنيد ، درمىيابيد كه چه روزهاى سختى در پيش دارند كسانى كه شب مىخوابند و صبح قيمت را بالا مىبرند بدون اين كه زحمتى كشيده باشند . جالب اين كه بعضىها با همين پول‌ها ، براى امام حسين عليه السلام خرج مىكنند و نذرى هم مىدهند ! ! ! حضرت اميرالمؤمنان عليه السلام در نامه خود به مالك اشتر در مورد تجار و بازاريان مىفرمايد : « فروش بايد عادلانه و با قيمت و نرخى باشد كه به هيچ يك از فروشنده و خريدار اجحاف نشود . » « 1 » معتب مىگويد : امام صادق عليه السلام به من فرمود : قيمت‌ها در شهر مدينه دارد بالا
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامه 53 .