تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب و احكام كسب و كار (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
صورت گران‌فروشى بروز مىكند . وقتى اصل كالا گران باشد و مغازه‌دار ، گران بخرد ، ناچار است گران هم بفروشد و اين‌جا شخص فروشنده مقصر نيست ؛ اما اگرفردى به حق خود قانع نباشد و از كمبودى در جامعه يا از ناآگاهى مشترى سوءاستفاده كند و قيمت را بالا ببرد ، اين كار خيانت در قيمت محسوب مىشود . فرقى هم بين عرضه‌ى كالا يا كارهاى خدماتى و فنّى نيست . قيمت غيرمعمول و غيرعادلانه ، گران‌فروشى به حساب مىآيد و در هر رشته و زمينه‌اى كه باشد فرقى نمىكند . ريشه‌ى اين بيمارى ، بيشتر حرص به دنيا ، ثروت‌اندوزى ، نداشتن قناعت ، بىايمانى ، بىانصافى و سودجويى است . در هر صورت يك بيمارى و يك غده سرطانى است كه اساس اقتصاد جامعه را متزلزل مىكند و بايد از آن جلوگيرى شود . نرخ‌ها بايد عادلانه و در جهت حمايت از مصرف‌كننده باشد . گران‌فروشى در احاديث به شدت نكوهش شده است . اكنون به نمونه‌هايى از آن اشاره مىكنيم :

امام صادق عليه السلام و سود برابر سرمايه

امام صادق عليه السلام غلامى به نام « مصادف » داشت . روزى امام او را خواست و يك‌صد دينار به وى داد و فرمود : « براى يك سفر تجارى به مصر آماده شو ؛ چون عائله من زياد شده است . » مصادف با آن پول ، كالايى خريد و با ساير تجار روانه مصر شد تا كالايش را در آن‌جا بفروشد و سودى ببرد . آن‌ها بين راه به قافله‌اى برخوردند كه از مصر مىآمد ، از آن‌ها پرسيدند : كالايى كه ما همراه خود به مصر مىبريم درمصر چگونه است ؟ گفتند : اين كالا در مصر كمياب شده و مردم به آن احتياج دارند . آن‌گاه تاجران قافله با يكديگر هم‌قسم و هم‌كلام شدند كه قيمت را دو برابر بفروشند و كالاها را دو برابر قيمت خريد ، فروختند و به مدينه بازگشتند . غلام با خوشحالى حضور امام عليه السلام رسيد و دو كيسه را جلوى حضرت گذاشت و گفت : اين اصل سرمايه است ( يك‌صد دينار ) و آن سودش ( يك‌صد دينار ) . حضرت فرمود : اين