مسأله 1906 - اگر مقدارى خرما يا انگور تازه دارد كه خشك آن به اندازه نصاب مىشود ، چنانچه به قصد زكات از تازهء آن به قدرى به مستحقّ بدهد كه اگر خشك شود به اندازهء زكاتى باشد كه بر او واجب است ، اشكال ندارد .
مسأله 1907 - اگر زكات خرماى خشك يا كشمش بر او واجب باشد ، نمىتواند زكات آن را خرماى تازه يا انگور بدهد و نيز اگر زكات خرماى تازه يا انگور بر او واجب باشد ، نمىتواند زكات آن را خرماى خشك يا كشمش بدهد امّا اگر يكى از اينها يا چيز ديگرى را به قصد قيمت زكات بدهد اگر به مقدار قيمت زكات باشد ، مانعى ندارد .
مسأله 1908 - كسى كه بدهكار است و مالى هم دارد كه زكات آن واجب شده ، اگر بميرد بايد اوّل تمام زكات را از مالى كه زكات آن واجب شده بدهند ، بعد قرض او را ادا نمايند .
مسأله 1909 - كسى كه بدهكار است و گندم يا جو يا خرما يا انگور هم دارد ، اگر بميرد و پيش از آن كه زكات اينها واجب شود ، ورثه قرض او را از مال ديگر بدهند ، هركدام كه سهمشان به 288 من و 45 مثقال كم برسد ، بايد زكات بدهد و اگر پيش از آن كه زكات اينها واجب شود قرض او را ندهند ، چنانچه مال ميّت فقط به اندازه بدهى او باشد واجب نيست زكات اينها را بدهند و اگر مال ميّت بيشتر از بدهى او باشد ، در صورتى كه بدهى او به قدرى است كه اگر بخواهند ادا نمايند ، بايد مقدارى از گندم و جو و خرما و انگور را هم به طلبكار بدهند ، آنچه را به طلبكار مىدهند زكات ندارد و بقيه مال ورثه است و هركدام آنان كه سهمش به اندازهء نصاب شود ، بايد زكات آن را بدهد .
مسأله 1910 - اگر گندم و جو و خرما و كشمشى كه زكات آنها واجب شده خوب و بد دارد ، احتياط واجب آن است كه زكات هر كدام از خوب و بد را از خود آنها بدهد ، گرچه همه را اگر از خوب بدهد بهتر است .
نصاب طلا
مسأله 1911 - طلا دو نصاب دارد : نصاب اوّل آن بيست مثقال شرعى است كه هر مثقال آن 18 نخود است ، پس وقتى طلا به بيست مثقال شرعى كه پانزده مثقال معمولى