است زراعتى كنند كه از رطوبت آن زمين استفاده نمايد و محتاج به آبيارى نشود ، بنابر احتياط واجب زكات زراعتى كه با دلو آبيارى شده ، بيست يك و زكات زراعتى كه پهلوى آن است ده يك مىباشد .
مسأله 1895 - مخارجى را كه براى گندم و جو و خرما و انگور كرده است ، حتّىمقدارى از قيمت اسباب و لباس را كه به واسطه زراعت كم شدهمىتواند از حاصل كسر كند و بايد زكات باقيمانده را بدهد اگر به مقدار نصاب باشد .
مسأله 1896 - تخمى را كه به مصرف زراعت رسانده ، اگر ازخودش باشد ، به مقدار وزن آن مىتواند از حاصل كسر كند و اگر خريده باشد مىتواند قيمتى را كه براى خريد آن داده ، خارج نمايد .
مسأله 1897 - اگر زمين و اسباب زراعت يكى از اين دو ملك خود او باشد ، نبايد كرايه آنها را جزء مخارج حساب كند و نيز براى كارهائى كه خودش كرده ، يا ديگرىبى اجرت انجام داده ، چيزى از حاصل كسر نمايد .
مسأله 1898 - اگر درخت انگور يا خرما را بخرد ، قيمت آن جزء مخارج نيست ، ولى اگر خرما يا انگور را پيش از چيدن بخرد و زكات به آنها در ملك مشترى تعلّق بگيرد ، پولى را كه براى آن داده ، بايد خارج كند وامّا اگر زكات به آنها در ملك فروشنده تعلّق گرفته بود ، پولى كه داده و آنها را خريده ، خارج نمىتواند بكند .
مسأله 1899 - اگر زمينى را بخرد و در آن زمين گندم يا جو بكارد ، پولى را كه براىخريدن زمين داده جزء مخارج حساب نمىشود ، ولى اگر زراعت را بخرد ، پولى را كه براى خريد آن داده مىتواند جزء مخارج حساب نمايد و از حاصل كم كند ، امّا بهتر آن است كه قيمت كاهى را كه از آن به دست مىآيد ، از پولى كه براىخريد زراعت داده كسر نمايد مثلًا اگر زراعتى را پانصد تومان بخرد و قيمت كاه آن صد تومان باشد ، فقط چهار صد تومان آن را مىتواند جزء مخارج حساب نمايد .
مسأله 1900 - كسى كه بدون گاو و چيزهاى ديگرى كه براى زراعت لازم است مىتواند زراعت كند ، اگر اينها را بخرد ، نبايد پولى را كه براى خريد اينها داده جزء مخارج حساب نمايد .
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: السيد محمد علي العلوي الگرگاني
ص٣٠٩