اذنى بوده و يا در مزارعه عقدى زارع بميرد و قرارداد كرده باشند كه خود زارع زراعت را انجام دهد ، مزارعه به هم مىخورد و چنانچه زراعت نمايان شده باشد ، بايد سهم او را به ورثهاش بدهند و حقوق ديگرى هم كه زارع داشته ورثه او ارث مىبرند ، ولى نمىتوانند مالك را مجبور كنند كه زراعت در زمين او باقى بماند .
مسأله 2243 - اگر بعد از زراعت بفهمند كه عقد مزارعه باطل بوده است چنانچه تخم مال مالك بوده حاصلى هم كه به دست مىآيد مال او است و بايد مزد زارع و مخارجى را كه كرده و كرايه گاو يا حيوان ديگرى را كه مال زارع بوده و در آن زمين كار كرده به او بدهد و اگر تخم مال زارع بوده زراعت هم مال او است و بايد اجاره زمين و خرجهايى را كه مالك كرده و كرايه گاو يا حيوان ديگرى را كه مال او بوده و در آن زراعت كار كرده به او بدهد .
مسأله 2244 - اگر تخم مال زارع باشد و بعد از زراعت بفهمند كه مزارعه باطل بوده ، چنانچه مالك و زارع راضى شوند كه با اجرت يا بى اجرت زراعت در زمين بماند اشكال ندارد و اگر مالك راضى نشود پيش از رسيدن زراعت هم مىتواند زارع را وادار كند كه زراعت را بچيند و زارع اگر چه راضى شود چيزى به مالك بدهد ، نمىتواند او را مجبور كند كه زراعت در زمين او بماند و نيز مالك نمىتواند زارع را مجبور كند كه اجاره بدهد و زراعت را در زمين خود باقى بگذارد .
مسأله 2245 - اگر بعد از جمع كردن حاصل و تمام شدن مدت مزارعه ريشه زراعت در زمين بماند و سال بعد دو مرتبه حاصل دهد ، چنانچه مالك با زارع شرط اشتراك را در ريشه نكرده باشد ، حاصل سال دوم مال مالك بذر است .
توضيح المسائل (فارسى) (1432 هـ) — صفحة 484
مساهمون: السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
ص٤٨٤