تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
روستانشينان ] صد رأس گاو يا هزار گوسفند . گفته مىشود : اين كه امام ( ع ) از حُلّه‌ها نامى به ميان نياورده خود دليل بر آن است كه از اقسام ديه نيست ، چرا كه اگر بود مىبايست بيان گردد ، بويژه آن كه حضرت در صدد توضيح جزئيات ديه بوده است . از سويى ديگر ، بر عكس اين نيز گفته مىشود كه مقصود امام ( ع ) نسبت دادن آنچه ابن ابى ليلا به صورت مرسل از پيامبر نقل كرده است ، به امير المؤمنين ( ع ) بوده تا برساند كه آن حضرت سرچشمهء اين حكم بوده و كسانى چون ابن ابى ليلا ، حتى در بازگو كردن حديث هم درباره امير المؤمنين ( ع ) كينه مىورزند . بدين سان ، گويا امام صادق ( ع ) جزئيات آمده در آن حديث را تأييد كرده ، ولى آن را كوتاه كرد و بخشى را ناگفته گذارد ؛ چه ، اگر حلّه از دارندگان آن پذيرفته نبود ، بر امام ( ع ) بود كه آن را توضيح دهد ، زيرا : نخست آن كه : ميان آنچه خود مىفرمايد و آنچه ابن حجاج از ابن ابى ليلا شنيده است ، هماهنگى باشد . دوم آن كه : در ذهن پرسش‌گر و ديگران اين بود كه حلّه از ديه است و سكوت از نفى آن ، بويژه اين كه از مقرّرات نبوى شمرده شده است ، ظاهر در تأييد و پذيرش همان روايت ابن ابى ليلا خواهد بود . پس اين روايت را مىتوان از جمله دلايل بر اين گرفت كه حلّه از اقسام ديه است . با اين همه ، انصاف آن است كه بگوييم : اين روايت بر هيچ يك از نفى يا اثبات مطلب ، دلالتى نداشته و از اين جهت ، ساكت يا مجمل است ؛ چرا كه شايد امام ( ع ) خواسته است كه ذهن ابن حجاج را از استناد كردن به گفته‌هاى كسى چون ابن ابى ليلا بازدارد و از اين روى خود به گونه‌اى مستقل ، حكم مسأله را از امير اهل بيت ( ع ) نقل كرده است . پس اين روايت مانند آن است كه از آغاز خود معصوم ( ع ) چنين روايتى را فرموده باشد ، كه حكم حُلّه را ناگفته رها كرده است . ناگفته نماند كه اين روايت ، در كتابهاى اربعه و مقنع مرحوم صدوق ، با عبارت « صد حلّه » آمده است ، در حالى كه صاحب وسائل الشيعة آن را از همه اين كتابها با عبارت « دويست حلّه » نقل مىكند ، چنان كه در همين كتاب عبارت « صد گاو » آمده ، ولى در آن كتابها عبارت « دويست گاو » يافت مىشود و چنين بر مىآيد كه از اشتباه نسخه‌برداران باشد .
بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 76 | السيد محمود الهاشمي الشاهرودي