با بركت كه خداوند عزيز و بزرگوار به وسيله او به او سود مىرساند ، به او مىدهد و پس از او نيز فرزندانى ديگر متولّد مىشوند . ابوجعفر محمّد بن على اسود گفت :
از او در مورد خودم درخواست نمودم كه نزد خداوند دعا فرمايد كه فرزند پسرى به من عطا فرمايد ؛ آن را اجابت نكرد و فرمود : « براى اين كار راهى وجود ندارد » . پس براى على بن حسين ، محمّد و پس از او ، فرزندانى متولّد شد ، ولى براى من فرزندى به دنيا نيامد . » ( صدوق گفت : ) ابوجعفر محمّد بن على اسود هنگامى كه مرا مىديد به مجالس درس شيخمان محمّد بن حسن بن احمد بن وليد رفت و آمد مىكنم و به كتابهاى علمى هم علاقمند هستم به حفظ آن بسيار تأكيد مىنمود و به من مىگفت : « عجيب نيست كه اين اشتياق به دانش و علم در تو باشد ، چون تو به دعاى امام عليه السلام به دنيا آمدى » .
در كتاب « غيبت » شيخ آمده كه ابن نوح گفت : ابو عبداللَّه ، حسين بن محمّد بن سوره قمى هنگامى كه از سفر حج بازگشت و نزد ما آمده بود ، گفت : على بن حسن بن يوسف صايغ قمى و محمّد بن احمد بن صيرفى معروف به ابن دلال و غير از اين دو ، از بزرگان علم قمى به من گفتند كه على بن حسين بن موسى بن بابويه ، دختر عمويش محمّد بن موسى بن بابويه ، همسرش بود و از آن صاحب فرزندى نشد ، پس به شيخ ابوالقاسم حسين بن روح نامهاى نوشت كه از حضرت بخواهد كه نزد خداوند دعا بفرمايد تا به او فرزندانى فقيه و عالم عطا نمايد ، پس در جواب آمد :
« تو از اين همسر صاحب فرزندى نمىشوى و با زنى ديلمى ازدواج مىكنى و از او دو پسر فقيه مىآورى » . و ابوعبداللَّه بن سوره ( خداوند او را حفظ نمايد ) به من و به اباالحسن بابويه ( خداوند او را بيامرزد ) گفت : سه فرزند محمّد و حسين دو فقيه توانمند در حفظ هستند و آنچه را كه غير از آن دو از اهل قم حفظ نمىكنند ، حفظ مىكنند و براى همسرش ، برادرى است كه نامش حسن است و او ميانه است ،
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 316
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣١٦