حضرت مهدى عليه السلام را نزد ايشان آوردم ، در حالى كه در ميان پارچهاى بود . پس امام عسكرى عليه السلام همان كارى كه اولين بار انجام داده بود را تكرار نمود و فرمود : « اى پسرم ! سخن بگو » .
حضرت مهدى عليه السلام گفت :
« اشهد ان لا إله الا اللَّه »
و بر محمّد صلى الله عليه و آله ، اميرالمؤمنين عليه السلام و امامان عليهم السلام سپاس و درود فرستاد تا به پدرش رسيد و سكوت كرد و سپس اين آيه را تلاوت نمود :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ * وَنُمَكّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ « 1 » و « 2 » 2 . ابوجعفر عمر مىگويد : هنگامى كه امام زمان عليه السلام به دنيا آمد ، امام عسكرى عليه السلام فرمود : « نزد ابوعمرو برو و به او بگو كه 10 هزار رطل ( واحد وزن ) نان و 10 هزار رطل گوشت بخر و بين بنى هاشم ، به اندازه ، تقسيم كن و همين طور براى امام زمان عليه السلام به فلان گوسفند عقيقه بده » . « 3 » 3 . ابوغانم ، خادم خانه امام عسكرى عليه السلام مىگويد : براى امام عسكرى عليه السلام فرزندى به دنيا آمد كه نامش را « محمّد » گذاشتند . پس امام عسكرى عليه السلام او را در سومين روز به ياران خود نشان داد و فرمود : « اين امام شما پس از من و جانشين من بر شماست و او قائمى عليه السلام است كه گردنها به علّت منتظر بودن ، براى او كشيده مىشوند ؛ پس هنگامى كه زمين پر از ظلم و جور شد ، او خروج مىكند و زمين را از
هامش
( 1 ) . كمال الدين ؛ غيبت شيخ طوسى ؛ ينابيع المودة ، ص 449 .
( 2 ) . سورهء قصص ، آيات 5 و 6 .
( 3 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 430 .