تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
خلاص و راحتى خواهد بود و مؤمنين را هم به اين مطلب بشارت ده . آنگاه كه آن هسته و دانه بزرگ شد و ميوه داد ، پس از زمانى طولانى ، خداوند دوباره به او دستور داد كه هسته‌هاى ميوه‌هاى آن درخت را دوباره بكارد و دوباره قوم خود رابه سوى خدا بخوان . موسى عليه السلام قوم خود را از اين مطلب آگاه كرد كه دوباره بايد صبر كنند و در اين هنگام سيصد نفر از كسانى كه به او ايمان آورده بودند ، از ايمان خود دست برداشتند و گفتند : اگر حرف‌هاى نوح عليه السلام درست بود ، نبايد در وعده الهى خلاف واقع مىشد . پس از اين ، تا هفت بار ، از جانب خداوند دستور آمد كه دوباره هسته‌ها را به كار تا رشد كنند و تبديل به درخت شوند و از كسانى كه ايمان آورده بودند ، گروه گروه از ايمان خود باز مىگشتند تا آنجا كه هفتصد و اندى نفر از ايمان خود بازگشتند و در اين هنگام خداوند وحى كرد : الان ديگر ، پس از شب تاريك ، صبح شده و پاكى و ناپاكى ، خالص و جدا شده ، چون هر كس كه باطن ناپاكى داشت ، از ايمان خود دست برداشت و اگر من در همان ابتدا كفار را هلاك مىكردم و آن‌ها را كه به تو ايمان آورده بودند ، باقى مىگذاشتم و هلاك نمىكردم ، در اين صورت وعدهء من به مؤمنان خالص قوم تو صادق نبود كه به آن‌ها وعده داده بودم به ريسمان نبوت تو چنگ بزنند تا من آن‌ها را خليفه بر روى زمين گردانم و ترس آن‌ها را به امن تبديل كنم و چگونه مىتوانستم آن‌ها را خليفه در روى زمين قرار دهم و ترس و اضطراب آن‌ها را به امن تبديل كنم ، در حالى كه مىدانستم عدّه‌اى از آن‌ها باطن ناپاكى دارند و به ظاهر ايمان آورده‌اند ، ولى منافق مىباشند و هرگاه كه مؤمنين را خليفه بر روى زمين مىكردم ، آنگاه آن‌ها دشمنى خود را با مؤمنين واقعى آشكار كرده و با آنان بر سر طلب رياست به جنگ مىپرداختند و در اين صورت ، ديگر آن امنيتى كه وعده آن را
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 257 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني