گفتيم : « اى فرزند بهترين مخلوقات ! به چه دليل چشمان شما گريان است ؟
و چه چيز باعث به وجود آمدن اين حالت در شما شده است ؟ »
امام عليه السلام آهى كشيد و فرمود : « امروز صبح به كتاب جفر نگاه كردم ( كتابى كه همه علوم در آن مىباشد و تا روز قيامت خواهد بود ) خدا اين كتاب را به محمّد صلى الله عليه و آله و خاندان او اختصاص داده است . در آن كتاب ، درباره زمان تولد و غيبت امام غايب عليه السلام و طول عمرش و گرفتارى مؤمنين در آن زمان و ايجاد شك و شبهه در دل آنها ، به علّت طولانى شدن غيبت و بازگشت بسيارى از آنها از دينشان و برداشتن اسلام از گردنشان كه خداى بزرگ فرمود :
وَكُلّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فى عُنُقِهِ ؛ « 1 » « اعمال هر انسانى را به گردنش آويختيم » ؛
يعنى « ولايت » تأمل كردم » .
بعد از اين سخنان اندوه مرا فرا گرفت . عرض كردم : « اى فرزند رسول خدا ! بعضى از آنچه مىدانى ، به ما بگو و به فضل و كرم خود ، ما را نيز شريك گردان » .
فرمود : « خداوند بزرگ براى قائم ما عليه السلام سه ويژگى قرار داده كه براى سه پيامبر هم آنها را قرار داده بود : زمان و مكان تولد او را همانند زمان و مكان تولد موسى عليه السلام قرار داد ، غيبت او را همچون غيبت عيسى قرار داد و طولانى بودن غيبت او را همچون طولانى بودن عمر حضرت نوح عليه السلام است .
اما درباره مكان و زمان تولد موسى عليه السلام : چون فرعون اطلاع يافت كه از بين رفتن حكومتش به دست اوست ، كاهنان را جمع كرد و كاهنان نسب موسى را به او گفتند و اينكه او فردى از بنىاسرائيل است و به همين دليل فرعون بيست هزار و اندى را
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ، آيه 13 .