تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
بپرهيزيد . به خدا قسم ! امام شما سال‌هايى غايب خواهد شد و در غيبت باقى خواهد ماند تا آنجا كه گفته مىشود ، او مرده و از بين رفته است و در كجا زندگى مىكند ؟ چشم‌هاى مؤمنين براى او گريان خواهد شد و گرفتار خواهند شد ، همان‌گونه كه كشتى در امواج دريا گرفتار مىشود و نجات نمىيابد ؛ مگر كسى كه خدا از اوعهد گرفته و ايمان در قلب او ثابت باشد و خدا او را تأييد كند . شما دوازده پرچم را خواهيد ديد كه نمىدانيد كدام پرچم از چه كسى است و حق كدام است ؟ » من گريستم ، امام عليه السلام فرمود : « براى چه گريه مىكنى ؟ » عرض كردم : « چگونه گريه نكنم ، در حالى كه نمىدانيم كدام پرچم حق است ، پس ما چه كنيم ؟ » امام عليه السلام نگاهى به خورشيد انداخت و فرمود : « اى عبداللَّه ! اين خورشيد را مىبينى ؟ » عرض كردم : « بله » . فرمود : « به خدا ! امر ما از اين خورشيد واضح‌تر است » . « 1 » 9 . سدير صيرفى گفت : من ، ابوبصير و مفضل بن عمر نزد امام صادق عليه السلام رفتيم و ديديم ايشان روى خاك نشسته و عبايى بر روى دوش خود انداخته است و همانند كسى كه فرزندش مرده است و جگرش سوخته است ، مىگريد و اندوه و حزن از چهرهء ايشان نمايان است و اشكش سرازير است . گفتم : « اى آقاى من ! زمين برايم تنگ شده و راحتى قلبم از بين رفته و مصيبت‌ها فراوان شده و مصيبتِ از ميان رفتن يكى پس از ديگرى سنگين است و اشك از چشم سرازير است و خون دلم از سينه‌ام بيرون مىآيد » . سدير گفت : عقل‌هاى ما از اين سخنان امام عليه السلام سرگردان و قلوب ما بسيار اندوهناك شده بود و گمان كرديم كه امام براى اتفاق ناگوارى اين‌گونه زارى مىكنند .
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 347 .