و هم درجه با من خواهد بود . زمانى كه قائم ما عليه السلام ظهور كند ، بيعت هيچ كس بر گردن او نيست و به همين دليل ولادتش مخفيانه بوده و غايب شده است » . « 1 » 4 . امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « برادران يوسف از نوادگان و فرزندان پيامبران بودند و يوسف را فروختند ، در حالى كه برادران او بودند و آنها يوسف را نشناختند تا زمانى كه او به آنها گفت : من يوسف هستم . مردم و اين امّت ، منكر نمىشوند كه خداوند زمانى خواسته باشد كه حجتش مخفى باشد . در آن زمان يوسف در مصر بود و بين او و پدرش هجده روز فاصله بود و اگر خدا مىخواست كه يوسف شناخته شود ، قادر بود ؛ همانگونه هنگامى كه بشارت زنده بودن يوسف به يعقوب داده شد ، به خدا قسم كه يعقوب و فرزندانش آن راه را نُه روزه رفتند تا به يوسف رسيدند و مردم منكر اين واقعيت نمىشوند كه خداوند همان كارى را كه با يوسف نمود ، كه برادرانش هم او را نمىشناختند ، همان كار را با حجت خويش انجام دهد و حجت خدا در بازارها رفت و آمد كند ، ولى مردم او را نشناسند تا آنكه خدا به او اجازه دهد كه خود را به مردم معرفى كند ، همانطوركه به يوسف اجازه داده شد و يوسف به برادران خود گفت : آيا دانستيد كه با يوسف و برادرش بنيامين در زمانى كه جاهل بوديد ، چه كرديد ؟ آنها گفتند : آيا تو يوسف هستى ؟ گفت : من يوسف هستم و اين هم برادرم است » . « 2 » 5 . امّ هانى گفت : به امام باقر عليه السلام عرض كردم : « معنى و تفسير اين آيه : فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنّسِ « 3 » چيست ؟ » امام عليه السلام فرمود : « اى ام هانى ! مراد امامى است كه از مردم غايب مىشود و مردم از علم او محروم مىشوند و سپس چون ستارهاى
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 1 ، ص 303 .
( 2 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 341 ؛ علل الشرايع .
( 3 ) . سوره تكوير ، آيه 15 .