تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
و حسن بن محبوب كه طبق سند ، اين خبر را از ابى حمزه روايت كرده است از طبقهء ششم است كه در هفتاد و پنج سالگى - در سال 224 ه . ق - در گذشته است . بنابراين حسن بن محبوب در سال وفات ابى حمزه يك سال بيشتر نداشته با اين حال روايت او از ابى حمزه اصلًا امكان ندارد و حتماً شخص ديگرى بين او و ابوحمزه واسطه بوده كه چون معلوم نيست او چه كسى بوده است ، نمىتوانيم اين حديث را معتبر بدانيم و به علاوه خبر واحد اگرچه صحيح باشد ، در اصول اعتقادى نمىتواند حجّت باشد ، تا چه رسد به آنكه سندش هم مجهول باشد . ثانياً : با وجود احاديث بسيار معتبرى كه همه با صراحت دلالت دارند كه ظهور حضرت مهدى عليه السلام و حكومت عدل صالحان به اين زودىها صورت نخواهد گرفت و با ظهور آن حضرت بايد منتظر تحوّلات شگرف و حوادث خطير در طىّ زمان‌هاى بسيار طولانى بود ، با اين حال چگونه مىتوان به يك خبر واحد مجعول در برابر آن همه احاديث اعتماد نمود ؟ به علاوه از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام خطبه‌ها و روايات زيادى نقل شده است كه در آنها هم به طول مدتى كه بايد در طىّ آن به انتظار اين ظهور مؤمنان خبر داده شده است . با وجود اين چطور ممكن است گفته شود خبر واحد مجهولى كه مىگويد آن حضرت وقت ظهور را سال هفتاد معين كرده است ، صحيح است ؟ ديگر اينكه تغيير در تقديرات الهى امرى ممكن است ولى اين بدان معنى نيست كه خداوند متعال در ابتدا نسبت به امور بىاطّلاع است سپس به آنها علم پيدا مىكند چنين عقيده‌اى از نظر شيعه باطل است چون همه شيعيان خدا را از جهل و اينكه امرى بر او بعد از خفا آشكار گردد ، منزه و مبرا مىدانند . « بداء » به مفهومى كه شيعه به آن عقيده دارد يك اصل قرآنى و اسلامى است و بخش مهمى از مسائل الهيّات و همچنين مسائل نبوّت بر آن مبتنى است .