تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
و برگرفته از همان مآخذ و مصادر است . در حديث است كه جابر ، فايدهء وجود امام غايب و چگونگى استفاده از وجود او را در زمان غيبت از رسول خدا صلى الله عليه و آله سؤال كرد حضرت در جواب فرمودند : « اى و الّذي بعثنى بالنّبوة ! انّهم ينتفعون به و يستضيئون بنور ولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس و ان جللها السّحاب » ؛ « 1 » [ « آرى ! قسم به كسى كه مرا به پيامبرى برانگيخت مردم از او بهره مىبرند و از نور ولايتش در زمان غيبت او كسب روشنايى مىكنند ، همان‌گونه كه از خورشيد در پشت ابر بهره مىبرند » . ] نفى كلّى لطف بودن وجود امام غايب از شخص عاقل كه از امور غيبى بىاطّلاع است صحيح نيست ، پس از ثبوت اصل امامت و غيبت او يقين به وجود لطف و ترتّب فايده بر وجود او حتمى است ؛ زيرا نصب امامى كه مكلف به غيبت باشد ، اگر لطف به بندگان نباشد ، لغو و بىفايده است و خداوند از كار لغو و بىفايده منزّه است ، پس نصب امام غايب از سوى خدا قطعاً لطف است . بلى اگر بخواهيم با قاعدهء لطف ، هم لزوم نصب امام و هم امامت شخص غايب را ثابت كنيم اين اشكال پيش مىآيد كه بايد اوّل لطف بودن امام غايب معلوم باشد و گرنه با جهل به لطف بودن آن ، امامت او ثابت نخواهد شد ، در حالى كه با قاعدهء لطف ، لزوم نصب امام را ثابت مىنماييم و با دلايل محكم ديگر ، امامت امام غايب را ، و با انضمام اين دو دليل به اين مطلب كه از خدا كارى كه عبث باشد صادر نمىشود ، لطف بودن امامت امام غايب ثابت مىشود و سخن محقق طوسى كه مىفرمايد : « وجوده لطف و تصرّفه لطف آخر و عدمه منّا » مبتنى بر اين اصل است كه ،
هامش
( 1 ) . الزام الناصب ، ج 1 ، ص 429 .