امامت مىشناسد ، و هم مىفهمد كه اين منزلت و شؤون از اوّل براى ائمهء معصومين عليهم السلام ثابت بوده و كسى چيزى بر آن اضافه ننموده است .
امّا اين مسأله كه « هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناخته باشد ، مثل مردن جاهليّت مرده است » اين هم يك اصلى است كه احاديث معتبرى به آن تصريح دارند ، احاديث متواتر ثقلين و سفينه ، همه به اين مطلب دلالت دارند .
و بر اين مطلب - كه امامان دوازده نفرند و همه از اهل بيت پيامبرند و يازده نفر آنها از نسل على عليه السلام و فاطمه عليها السلام مىباشند كه اوّل آنها اميرالمؤمنين عليه السلام است و پس از او امام حسن مجتبى عليه السلام و پس از او سيّد الشهدا امام حسين عليه السلام و بعد از او نُه نفر از فرزندان او كه نهمين آنها كه دوازدهمين امام است حضرت مهدى عليه السلام است - در احاديث متواترى تصريح شده است .
بنابراين چون اين اصول با ادلهء محكمى ثابت شدهاند لذا بزرگانى چون شيخ طوسى ، شيخ مفيد ، ابن بابويه ، علّامه مجلسى ( قدسسرهم ) در مقابل هر كسى كه پيش از اين بزرگان يا بعد از آنها در اين باره سخنى بر خلاف گفته ، يا حديث نادر و غير مقبولى را مورد توجّه قرار داده است به اين اصول تمسك جسته ، حرف وى را ردّ كردهاند ، چون سند دليلهاى اين اصول به حدّى معتبر است كه حتّى مىتوان ادّعا كرد كه بعد از اصل توحيد و نبوّت ، هيچ اصلى به اين اندازه قابل اعتماد نيست .
با اين همه ، هيچ عالم شيعى معتقد نشده است كه قيام قائم بعد از مرگ وى تحقق خواهد يافت و هر كس هم در اين زمينه به احتمال بىاساس معترض شده است ، با توجّه به مطالب گفته شده ، چون آنها كاملًا بر خلاف واقعيّت علمى هستند ، لذا نبايد به آنها اعتنا شود ، چون ارزش علمى ندارند .
بعد از اين مقدمه و بيان اين نكته كه حيات حضرت و غيبت طولانى ايشان
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 106
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٠٦