مىشود ، پس چرا چنين برنامهاى نيست ؛ البته خود آن حضرت داناتر به وظايف خود هستند و آنچه را وظيفه دارند و به مقدارى كه مصلحت باشد ، اين كارها را انجام مىدهند و يقيناً به هر نحو عمل فرمايند ، همان عين وظيفه و مصلحت است .
پاسخ اين است كه : سخن تمام همين است كه گفته شود : وظايف و تكاليف حضرت بيشتر از آنچه انجام مىدهند ، نيست و آن حضرت ، عالم به مصالح و موارد هستند و در حدودى كه مصلحت باشد و به نظام غيبت و تربيت امّت و آماده ساختن آنها براى ظهور كلى خلل وارد نشود ، اقدام مىفرمايند .
و اگر بنا باشد كه امور ، تحت نظر مستقيم ايشان قرار بگيرد و استناد علما و خواص و بلكه عوام در اعمال و اقدامات به راهنمايىهاى شخصى و خاص ايشان باشد ، يك باب ديگر باز مىشود و نظام دين و نظامى كه در عصر غيبت كبرى در نظر گرفته شده است ، اختلال مىيابد و براى هر لقا و ديدار و استنادى ، خرق عادت و ظهور معجزه لازم مىگردد و ارتباط با امام عليه السلام در غيبت كبرى از غيبت صغرى هم بيشتر مىشود !
بنابراين برنامه و نظام غيبت كبرى ، همين نظامى است كه اجرا مىشود و از پيش معيّن شده است و بيش از اين ، سخن را در اين بحث طولانى نمىكنيم و به اين بيانات بلاغت نظام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كلام را تمام مىكنيم :
« فَلا تَسْتَعْجِلُوا مَا هُوَ كائِنٌ مُرْصَدٌ ، وَلَا تَسْتَبْطِئُوا ما يَجِيءُ بِهِ الْغَدُ ، فَكَمْ مِنْ مُسْتَعْجِلٍ بِما إِنْ أَدْرَكَهُ وَدَّ أَنَّهُ لَمْ يُدْرِكْهُ ، وَما أَقْرَبَ الْيَوْمَ مِنْ تَباشِيرِ غَدٍ . يا قَوْمِ ! هذَا إِبّانُ وُرُودِ كُلّ مَوْعُودٍ وَدُنُوٍّ مِنْ طَلْعَةِ ما لا تَعْرِفُونَ . أَلا وَإِنَّ مَنْ أَدْرَكَها مِنّا يَسْرِي فِيها بِسِراجٍ مُنِيرٍ ، وَيَحْذُو فِيها عَلى مِثالِ الصّالِحِينَ لِيَحُلَّ فِيها رِبْقاً ، وَيُعْتِقَ فِيها رِقّاً ، وَيَصْدَعَ شَعْباً ، وَيَشْعَبَ صَدْعاً فِي سُتْرَةٍ عَنِ النّاسِ ، لا يُبْصِرُ الْقآئِفُ أَثَرَهُ ، وَلَوْ تابَعَ نَظَرَهُ ، ثُمَّ لَيُشْحَذَنَّ فِيها قَوْمٌ
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 290
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٩٠