شَحْذَ الْقَيْنِ النَّصْلَ تُجْلى بِالتَّنْزِيلِ أَبْصَارُهُمْ وَيُرْمى بِالتَّفْسِيرِ فِي مَسامِعِهِمْ وَيُغْبَقُونَ كَأْسَ الْحِكْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ » ؛ « 1 »
« در پيدايش تباهىهايى كه واقع خواهد شد و انتظار آن مىرود ، شتاب نكنيد و آن را دير مپنداريد كه چه بسيار شتاب كنندهاى در امرى كه چون آن را دريابد ، آرزو مىكند اى كاش به آن نرسيده بود . و امروز ، چه بسيار به علايم و آثار فردا نزديك است . اى گروه مردم ! اين زمان ، موقع آمدن هر موعود و گاه نزديك شدن ديدار فتنههايى است كه از آن آگاه نيستيد .
آگاه باشيد هركس از ما اهل بيت ( حضرت صاحب الزمان عليه السلام ) كه آن فتنهها را درك كند ، در تاريكى آن حوادث ، با چراغى نور دهنده ( هدايت الهى ) حركت مىكند و بر روش نيكان رفتار مىنمايد ، تا آنكه در آن گرفتارىها ، ريسمان گمراهىها را بگشايد و اسير جهل و نادانى را آزاد كند و جمعيت اهل باطل را پراكنده سازد و تفرقه اهل حقّ را پيوسته گرداند ؛ در حالى كه در پرده و پنهانى از مردم است و حتى جوينده او نيز او را نمىيابد ، هرچند كه در پى او نظر افكند . پس از آن گروهى ( جهت برابرى با اهل باطل و حمايت از دين و امر به معروف و نهى از منكر و استقامت در راه حقّ ) تيز ( و نافذ و مؤثر ) شوند ؛ مانند شمشيرى كه شمشيرساز آن را تيز گرداند ، به طورى كه ديدههاى آنان به نور قرآن جلا داده شود و تفسير قرآن در گوش ايشان القا گردد و شبانگاه جام حكمت به آنان نوشانند ، بعد از اينكه در بامداد هم آشاميده باشند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبه 150 .