هستند ) خود را ادغام كند كه از آنها حقوق و بودجه بگيرد و مجرى برنامههاى خاص و معيّن شده باشد .
اگرچه در نظام اسلامى ، همه چيز تحت نظر حكومت و نظام اسلام است و رهبر اسلام بر همه امور نظارت دارد و بايد با حسن جريان تمام رشتهها را كنترل كند و اداره نمايد ، كه از جمله رشته تبليغات و ارشادات و علوم اسلامى و گسترش دادن آن در بين تمام مردم است ، به طورى كه همه و همه در مسايل اسلامى وارد گردند و محققان عالىقدر بتوانند به تحقيق و بررسى مشغول باشند .
اكنون كه رسماً نظام اسلام بر تمام دنيا حاكم نيست و نفوذ اسلام و برنامههاى آن در نفوس باقى است ، روحانيت و به عبارت ديگر ، روات احاديث اهل بيت عليهم السلام به صورت صنف خاصّى شكل گرفته است و در حقيقت ، از نظر هر فرد شيعه متوجّه و آگاه ، روحانيت همان نقش هيأت حاكمه را كه بايد ناظر بر اوضاع و تربيت و تعليم و حسن جريان تمام امور باشد ، اجرا مىنمايد ؛ ولى هر وقت نظام اسلامى رسماً در تمام دنيا يا در يك جامعه پياده شود ، روحانيت به اين شكل فعلى باقى نخواهد ماند ، كه ما در اين مقاله در مقام تفصيل و شرح اين بحث نيستيم .
مقصود اين است كه روحانيت از جنبه بودجه و قوه و نظام مالى ، نظامى كه نيروى انتظامى و قوه مجريهء رسمى آن را اجرا نمايد ، ندارد . و اين خود مردم هستند كه با كمال اختيار و بدون اينكه تحت فشار مطالبه مأمور و بازپرس و بازرس و اداره تشخيص مالياتها و ادارات وصول و جرايم باشند ، وجوه شرعيه خود را تمام و كمال ، بدون اينكه يك ريال كمتر بدهند ، با نهايت خلوص نيت و با افتخار پرداخت مىكنند .
و عجيب اين است كه تبليغاتى عليه پرداخت وجوه شرعى به علما و مراجع در سطوح مختلف و به عناوين بسيار و به طور گسترده ، ادامه دارد . با اين حال ،
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٨٧