انجام مىدهند ؛ مانند هدايت اشخاص ، يارى دادن مؤمنين بر مخالفين در بحث و احتجاج ، حل مسائل مشكل ، نصيحت و موعظهء افراد ، شفاى امراض ، هدايت گمشدگان و رساندن آنها به مقصد ، تعليم ادعيه ، كمك مالى به نيازمندان ، فريادرسى گرفتاران و درماندگان و زندانيان ، يارى بيچارگان كه بيشتر اين اعمال در ضمن ظهور معجزات ، از آن حضرت صادر شده است . « 1 » به نظر اينجانب ، يكى از امورى كه نشانهء تصرف آن حضرت در قلوب و توجّه نفس قدسى و اثر عنايت ايشان است ، همين بقاى سازمان رهبرى و تشكيلات علمى و تبليغى شيعه ، فعاليت حوزههاى علوم دينى و تأليف كتابها ، مجالس تبليغ ، استمرار رشتهء اجتهاد و استنباط احكام و تأييداتى است كه على الدوام علما و فقها از آن برخوردارند ، كه در واقع اگرچه رسماً حكومت از فقها - كه از جانب امام عليه السلام حكّام شرعى مىباشند - غصب شده است ، با اين حال ، حكومت آنها بر قلوب باقى است و مواد اطاعت اختيارى جامعه شيعه از علما به مراتب بيشتر از مواد اطاعت اجبارى آنها از رژيمى است كه در هر منطقه و ناحيه برقرار است و از راه ناچارى از آن اطاعت مىنمايند .
اگر با دقت ملاحظه شود ، رژيم رهبرى امام عليه السلام به واسطه علما در سرتاسر زمين ، در هر نقطهاى كه يك نفر شيعه باشد ، مورد قبول و احترام است ، و حاكم همه ، شخص حاكم الهى ؛ يعنى حضرت صاحب الزمان عليه السلام مىباشد .
مسأله اين است كه تأسيسات رهبرى شيعه با تمام موانعى كه از آغاز عصر غيبت كبرى تا حال براى بقا و عرض وجود و اجراى برنامهها و مداخله در كارها
هامش
( 1 ) . رجوع شود به « دار السلام » عراقى ، « نجم ثاقب » ، « جنة المأوى » ، « عبقرى الحسان » و بحارالانوار و غيره .