و اعتراضات آنها ، فعالانه كوشش مىكردند و حتى اگر مىتوانستند اشتباه كارى كنند ، افرادى را مىساختند و تحت عناوين و القابى در برابر جامعه روحانيت ، به اسم عالم و روحانى معرفى مىكردند !
اين اقويا و حكومتها ، از ظهور مفاهيم اسلامى و روشن شدن حقايق قرآن سخت بيمناكند ؛ زيرا آنجا كه قرآن است و آنجا كه اسلام است و آنجا كه نداى برابرى و مساوات بلند است :
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقيكُمْ » ؛ « 1 »
« همانا گرامىترين شما در نزد خدا پرهيزكارترين شما است » .
و آنجا كه بانگ :
« وَلَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ » ؛ « 2 »
« و همانا ما در ميان هر امتى پيغمبرى فرستاديم تا به خلق ابلاغ كند كه خداى يكتا را بپرستيد و از بتان دورى كنيد » .
شب و روز به گوشها مىرسد ، براى حكومت فردى و اين تشريفات و تكريمها و فردپرستىها و اين امتيازات و اين همه فاصلهها و جدايىها ، جايى و حسابى نيست .
و اين روحانيت است كه رساندن و ابلاغ اين نداها ، و پياده كردن اين برنامهها را به عهده گرفته است .
از سوى ديگر مىبينيم ، روحانيت شيعه چون به اصطلاح امروز دولتى نيست ؛ يعنى نمىتواند در نظامات غير اسلامى ( كه متأسفانه در همهء نقاط دنيا مسلط
هامش
( 1 ) . سوره حجرات ، آيه 13 .
( 2 ) . سوره نحل ، آيه 36 .