هامش
مهدويت در اين اختلاف دعاوى ، على محمّد كمنظير باشد و همين اختلافگويىها و سخنان ناهنجار و عبارات ركيك هذيانآميز او را به خبط دماغ مشهور ساخت .
و پوشيده نماند حزب و دسته بابى و بهايى يكى از دستهجات سياسى مزدورى است كه طى قرن اخير در هند و تركيه و ايران و مخصوصاً فلسطين و ساير كشورهاى اسلامى و خاورميانه ، آلت اجراى سياسات و جاسوسى براى دول استعمارگر شده و همواره تحت الحمايه آن دول مشغول خيانت به شرق عموماً و ملّت و دين اسلام خصوصاً بوده و هستند .
در آغاز ، نقشههاى ماهرانه اجانب ، على محمّد را به دعوت و ايجاد اختلاف بين ملّت ايران و قيام به ضد حكومت تشويق و تحريك نمود و به او قول كمك و مساعدت داد . وقتى على محمّد به ايران آمد ، دولت روسيه كه در آن موقع در ايران نفوذ كامل داشت ، از او نگاهدارى كرد و به اميد آنكه بابىگرى وسيلهاى براى اجراى سياستهاى حكومت تزارى و تضعيف نفوذ كلمه اسلام و علما بشود ، از اعدام او در فارس مانع شدند و او را از ايالت فارس تحويل گرفته و توسط سواران منوچهر خان گرجى حاكم اصفهان كه ارمنى نژاد و از دست نشاندههاى حكومت روسيه بود ، به اصفهان آوردند و تا منوچهر خان زنده بود ، به امر حكومت روس در اصفهان از او محرمانه نگهدارى كرد و تا مدتى سفارت روس و كنسولگرىهايش از بابىها حمايت مىكردد كه در همين اصفهان آزادانه عليه دين و استقلال مملكت تحريك و به نفع سياست روسها فتنه انگيزى مىكردند ، هر وقت هم در اثر فشار علماء و ملّت ، حكومت ناچار مىشد از آنها تعقيب و بازجويى كند ، در كنسولگرى روس متحصن مىشدند و كنسول از آنها جانبدارى مىكرد و علناً در امور داخلى كشور ما مداخله مىنمود و از آنها حمايت كردند .
وقتى فهميدند آنها نمك به حرامى كرده و با انگليسها مربوط شده و براى آنها كار مىكنند ، ناچار آنها را ترك گفتند و محصول زحمات و مصارف مخارج هنگفت خود را به انگليسىها سپردند . اداره جاسوسى انگليس آنها را به كار گماشت و بهتر اداره كرد و در ايران و تركيه و بعضى كشورهاى عربى از آنها استفادههاى بسيار كرد ، پول و حقوق و وسايل ديگر در اختيارشان گذاشت و به پاس خدماتى كه عباس افندى در جنگ جهانى اوّل به آنها كرد تا انگليسها فلسطين را متصرف شدند و نقشه تجزيه كشورهاى اسلامى را عملى كردند ، توسط ژنرال النبى انگليسى رسماً به لقب سرى او را مفتخر ساختند كه عكس و تفصيلات آن مراسم و اعطاى نشان در كتابها طبع و گراور است كه در حقيقت تمام اين جريانها و جاسوسىهاى اين فرقه به نفع صهيونيسم بين المللى بود ، سپس آمريكايىها نيز آنان را زير كار كشيده و مزدور سازمان سيا و صهيونيسم شدند تا پس از مرگ شوقى افندى كه بر خلاف وصيت نامهء منتسب به عباس افندى مقطوع النسل درآمد - به نقل استاد دكتر شلبى در كتاب " مقارنة الاديان " ، ج 1 ، ص 309 - بهائيت چنانچه نويسندگان و اهل قلم آن را مىنامند ، رسماً يك حركت صهيونيسمى گرديد و از چهره صهيونيسمى خود علناً پرده بردارى كرد و در مجلس بزرگى كه در اسرائيل تشكيل دادند ، يك نفر صهيونيسم آمريكايى به نام " ميسون " براى رهبرى بهائيان در تمام جهان انتخاب شد . البته شخص ديگر به نام « ميسن ريمى » كه با شوقى رفاقت داشت نيز ادعاى جانشينى او را كرد و يك نفر نيز خود را « سماء اللَّه » ناميد .
بالجمله دسته بابى و بهايى يك بازى و ماجراى سياسى و بر ضدّ تماميت استقلال كشور ايران بود و مزدور صهيونيسم بوده و هست كه يك جاسوس روسى آن را به وجود آورد ، سپس آلت اغراض ضد اسلامى و استعمارى دو دولت بزرگ ديگر در ايران و كشورهاى ديگر شد و اگر زور و اعمال نفوذ دول بزرگ و مؤسسات و سازمانهاى صهيونيسمى آمريكايى و كمپانىهاى يهودىهاى آنجا تا حال از آنها حمايت نكرده بود ، همان روزهاى اوّل از ميان رفته بودند و ريشه نفوذ اين تحريكات مربوط به ضعف حكومت مركزى و دخالت اجانب در مملكت و غفلت مسموم باز گذاردند و مشاغل و پستهاى حساس را به تشويق و دستور اجانب به بعضى افراد اين حزب خائن سپردند .
كسانى كه بخواهند به طور تفصيل از تاريخ اين ماجراى سياسى و رسوايىهاى رفتار سران مزدور اين طايفه و خيانتها و فتنهها و آشوبها و ترورهاى آنها باخبر شوند ، مىتوانند به تواريخ عصر فتنه على محمّد باب مثل ناسخ و روضة الصفا و به كتابهايى مانند كشف الحيل و فلسفه نيكو و ساختههاى بهائيت در صحنه دين و سياست و مهازل البهائية ، محاكمه و بررسى ، بهائيت دين نيست و بهايى چه مىگويد ، دزدبگير شرح بزبگير و مفتاح باب الابواب و يادداشتهاى كينياز دالگوركى يا كتاب دانستنىهايى درباره تاريخ و نقش سياسى رهبراى بهايى كه پرنس دالگوركى نيز در آن كاملًا معرفى شده و حتى به كتابهاى خود اين فرقه خيانتپيشه رجوع نمايند .
به عقيده ما يكى از نشانههاى بقاى استعمار و ايادى بيگانه ، بودن افراد اين فرقه جاسوس و مزدور در رأس بعضى از مقامات و واگذارى امتيازات به آنها و دخالت آنها در شعب تبليغاتى و بازرگانى است كه وظيفه هر مسلمان استقلال دوست ، پايان دادن به اين ردّپاى استعمار و بستن و تخته كردن اين دكان جاسوسى صهيونيسم است .