قانون ، ستمگرى و قانونشكنى كرده و ديكتاتورى پيشه ساخته ، شما مىتوانيد بگوييد : مفاهيم عدل و داد و حرّيت و قانون و مساوات و فضيلت حقيقت ندارد و براى بشر اسباب دردسر و مزاحمت است و بايد اين الفاظ از قاموس انسانيت حذف شود ؟
آيا مىخواهيد با اين انديشههاى نارسا و منطق غلط در يك موضوعى كه صدها حديث و روايت بر آن دلالت دارد و صدها ميليون مسلمان در مرور اعصار به آن معتقد بوده و هستند ، اظهار نظر كنيد ؟
نه آقاى احمد امين ! اين دروغ از راست بگرفته فروغ .
شما هم مىتوانيد كه اكثر اختلافات بشر بر سر موضوعات و صغريات و مصاديق است و اگر به غلط و خطا يا به عمد يك چيزى را موضوع و مصداق و صغراى يك كلى خواندند ، يا به باطلى لباس حقّ پوشانيدند ، بر دامن پاك حقّ گردى نمىنشيند . همانطور كه افراد نادانى ، خود را با جعل دانشنامه و شيطنتهاى ديگر عالم معرفى مىكنند ، افرادى هم به دروغ خود را مصلح و عدالت طلب و مهدى موعود و امام و پيغمبر مىنامند .
بلكه يكى از مدعيان مهدويت ( على محمّد شيرازى ) چون ديد بازارش گرم نشد و حنايش رنگى نگرفت ، يا تنى چند را كه به او گرويدند ، بسيار ابله و نادان يافت ، دعاوى ديگر هم كرد . « 1 »
هامش
( 1 ) . على محمّد شيرازى نخست خود را سيّد مىخواند و بعد ادعاى بابيت نمود و سپس با آنكه صريحاً به امامت و مهدويت حضرت ولى عصر ، مهدى موعود ، فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام اعتراف كرده بود ، دعواى مهدويت و بعد ادعاى پيغمبرى كرد ، عاقبت چنانچه در بعضى از الواح او نقل شده ، ادعاى خدايى نمود و در پايان كار صريحاً به خط خودش از دعاوى خود برگشت و توبهنامه خود را براى ناصرالدين شاه فرستاد و ظاهراً در ميان مدعيان