بپوشيم ، به هيچ وجه نه قابل قبول و مورد اعتنا است و نه با عقل و منطق سازگار است .
لذا از قرن اوّل هجرت كه بعضى ادّعاى مهدويت كردند يا ديگران به آنها اين مقام را نسبت دادند ، از كسى حتى بنى اميّه و بنى عباس شنيده نشد كه در مقام ردّ آنها انكار اصل ظهور مهدى را بنمايد ؛ بلكه آنها را براى آنكه واجد صفات مهدى نيستند ، ردّ مىكردند و هيچ كس نگفت چون اينها به دروغ ادّعا مىكنند ، پس ما اصل ظهور مهدى را قبول نداريم ؛ زيرا در ميان مسلمانان كه به كتاب و سنّت پيغمبر و اجماع صحابه و تابعين ايمان داشتند ، اين فكر يعنى انكار اصل ظهور مهدى با ردّ گفته پيغمبر و مخالفت كتاب و سنّت برابر بود و هرگز قابل قبول نبود ؛ بلكه چون در احاديث راجع به ظهور مهدى از پيدايش اين متمهديان خبر داده شده ، ايمان آنها به صحّت روايات و ظهور آن حضرت بيشتر مىشد كه كسانى كه در اثر دعواى مدعيان دروغگوى مقام مهدويّت گمراه شدند ، ضلالتشان مربوط به جهالت و نادانى و عدم معرفت و بىاطلاعى از اوصاف و علايم مهدى - عليه الصلاة و السلام - مىباشد ؛ ولى اگر كسى مهدى منتظر - عجل اللَّه تعالى فرجه - را به همان اوصاف و نشانىها كه در اخبار و احاديث معرفى شده بشناسد ، هرگز گمراه نمىشود و دعاوى باطل سبب تزلزل ايمان و عقيدهء او نمىگردد و آنچنان كه صفات و خصوصيات مهدى عليه السلام مشروح و روشن و رافع ابهامات بيان شده ، در مورد هيچ دعوت ديگر و احدى از انبيا و اوليا كه منصوص به تنصيص نبىّ يا ولىّ سابق بودند ، بيان نشده است .
تأثير عقيده به ظهور مهدى در اخلاق
طنطاوى مصرى در تفسير خود راجع به قرب ساعت « قيامت » و ظهور مهدى ،