عهدهاش برنيامد ، ابن خلدون مغربى باشد كه در محيط افكار اموى و بغض اهل بيت در اطراف مسايل اسلامى بحث نمود .
به قول عقاد ، دولت اموى اندلس براى شرق اسلامى تواريخى ايجاد كرد كه نه مورخان آنها نوشتهاند و نه اگر مىنوشتند ، آنچنان مىنگاشتند . محيط اندلس مورخانى تربيت كرد كه توانايى نقد و ردّ افكار اموى را نداشتند و ابن خلدون از همان افراد است كه تحت نفوذ و تربيت و تفكّر سياسى خاصّ از واقعبينى در اين مسايل محروم بود . او مايل است كه فضايل اهل بيت را انكار يا به نحوى از انحا توهين و تضعيف نمايد و از بنى اميه دفاع كند و مطاعن آنها را ردّ نمايد ، تا آنجا كه معاويه را بقيه خلفاى راشدين مىشمرد .
ظهور مهدى آل بيت عليهم السلام را هم چون از اولاد فاطمه و از بزرگترين مفاخر دودمان رسالت است ، با همين روحيه بغض و عداوت اهل بيت مطرح نموده و با آنكه احاديث آن را تخريج نموده و از عهده نقد و تضعيف آنها برنيامده ، دست به دامان استبعاد زده است .
جمعى از ارباب تحقيق و دانشمندان اهل سنّت به سخنان ابن خلدون و امثال او پاسخهاى دندان شكن داده و خطا و لغزش او اشخاصى چون او به اصطلاح روشنفكر را روشن ساختهاند .
استاد احمد محمّد شاكر ، عالم معروف و معاصر مصرى در " مقاليد الكنوز " مىگويد : ابن خلدون از چيزى كه به آن علم ندارد ، پيروى كرده و خود را در مهلكه انداخته ، مشاغل سياسى و امور دولتى و خدمت اميران و پادشاهان بر او غلبه يافته و گمان كرده : عقيده به ظهور مهدى ، عقيدهاى شيعى است . در مقدمه فصل طويلى نگاشته و در تناقض گويىهاى عجيب افتاده و غلطهاى روشن كرده است .
سپس استاد شاكر ، بعضى از غلطهاى او را نقل كرده و مىگويد : او احاديث
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٣٦