تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
مقاصد استعمارى خدمت مىكنند . « 1 »
هامش
( 1 ) . يكى از دانشمندان مصرى مىگويد : هنگامى كه در فرانسه تحصيل مىكردم ، ماه رمضان در مجلسى شركت داشتم ، رئيس مدرسه ( دانشكده ) به من سيگار تعارف كرد ، من عذر خواستم ، علّت را پرسيد ، گفتم : ماه رمضان است و روزه‌ام . گفت : گمان نمىكردم تو ديگر به اين خرافات پاى بند باشى . پس از پايان مجلس ، يك پروفسور هندى كه در آن مجلس بود ، گفت : مايلم فردا شما را در فلان محل ملاقات كنم . فردا به ملاقات او رفتم ، مرا به كليسا برد و از دور رئيس دانشكده را به من نشان داد ، گفت : آن كيست ؟ گفتم : فلانى است . گفت : چه كار مىكند ؟ گفتم : نماز مىخواند . گفت : اينها ما را به ترك عادات و سنن و وظايف دينى خود مىخوانند و خودشان اين‌گونه مواظب انجام برنامه‌هاى مذهبى خود هستند . به نظر ما بايد با اين بيمارى خطرناك ، كه در اثر تلقين بيگانگان و استعمارگران و احساس ضعف در جنبه‌هاى صناعى و ميكانيكى پيدا شده و مثل خوره شخصيت و استقلال فكر مردم شرق و ملل اسلامى را مىخورد و بعضى را چنان در منجلاب تقليد از عادات زشت غربىها غرق كرده كه از خود آنها نيز داغ‌تر شده‌اند ، بايد يك مبارزه دامنه دار و پيگير براساس عقل و منطق و احترام به سنن و تعاليم عالى اسلام شروع شود . آرى بعضى از شرقىها چون خود را ضعيف مىبينند ، در برابر مظاهر تمدن مادى غرب خودباخته شده ، عادات و اخلاق و لباس و روش‌هاى ملّى و دينى خود را ترك نموده و به عادات و روش‌هاى ناپسند غربىها افتخار مىنمايند و در مجامع و مجالس خودمان مانند آنها رفتار مىنمايند ؛ امّا غربى چون باد به بينىاش افتاده و به ثروت و صنايع و قوه مادى خود مغرور شده ، در برابر شرقىها عادات خود را هرچه هم سخيف و حيوانى و خرافى باشد ، با افتخار و با شكوه و تشريفات انجام مىدهد . بسيارى از شرقىهاى غرب زده به جاى آنكه از غرب ، صنايع و علوم را فرا بگيرند و خود را از آنها بىنياز سازند تا خودشان مالك دريا و زمين و هوا و معدن خود شوند ، تقليد كوركورانه از بيگانگان را شعار خود قرار داده و قدرت آنكه در مجامع آنها با لباس ملّى خود ، مثلًا بدون كراوات حضور يابند ، ندارند ، جز افرادى مانند زمامداران هند مثل دكتر ذاكر حسين رئيس جمهور سابق هند و سران حجاز و مراكش و برخى ديگر كه در مجامع بين المللى و محافل رسمى با همان لباس و روش ملّى خود شركت مىكنند ، اكثر در مجامع و محافل غربىها از آداب آنان تقليد مىكنند . چقدر محبوب و زيبا است استقلال روح ! و چقدر محترم است آن زمامدار مسلمان كه در مجالس و ضيافت‌هايى كه غربىها به افتخارش مىدهند ، مشروبات الكلى مصرف نمىشود . چقدر باافتخار است آن زمامدارى كه در مسكو ميهمان رسمى حكومت كمونيسم است و براى اداى نماز به مسجد مىرود . چقدر شرافتمند و خودساخته است زمامدارى كه در آمريكا از رفتن به كليسا براى تماشا و از گرفتن قرض ربوى خوددارى مىكند . چقدر عظيم و بااراده است آن مسلمان كه وقتى در جامعه ملل سخنرانى مىكند ، « بسم اللَّه الرحمن الرحيم » مىگويد . و چقدر موهن است يك ملّت مسلمان كه به قرآن افتخار مىكند و در نمازش روزى بيست مرتبه « بسم اللَّه الرحمن الرحيم » مىگويد ، اين جمله نورانى را كه وحى آسمانى است ، از آغاز كتاب‌هايش حذف كند . چقدر ذليل و خوارند آنها كه از عادات و روش بيگانه تقليد مىكنند . چقدر كوچك و فرومايه و حقير است آن ملتى كه لباس و روش‌هاى دينى و ملّى خود را ترك كرده و در مجالس و محافل ، لباس‌هاى ديگران را بپوشد و زن و مردش از شخصيت و اعتماد به نفس محروم گرديده باشد .