و شك مىافتند ، و برخى در اصل ولادت و بعضى در بقاى آن حضرت شك مىنمايند و جز اشخاص مخلص و بامعرفت و آزموده ، كسى بر ايمان و عقيده به امامت آن حضرت باقى نخواهد ماند . چنانچه پيغمبر اعظم صلى الله عليه و آله در ضمن روايت معروفى كه جابر روايت كرده است فرمود :
« ذلِكَ الَّذِي يَغِيبُ عَنْ شِيعَتِهِ وَأَوْلِيآئِهِ غَيْبَةً لا يَثْبُتُ فِيها عَلَى الْقَوْلِ بِإِمامَتِهِ إِلّا مَنْ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمانِ » « 1 »
و معلوم است كه ايمان به بقا و حيات و عمر و غيبت طولانى و انتظار ظهور در دوران بسيار طولانى غيبت ، ايمان به غيبت ، دليل حسن اعتقاد و اعتماد به خبرهاى غيبى پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام و نشانهء ايمان به قدرت الهى ، و علامت قوّت تسليم و تمكين از برنامههاى دينى است . براى اينكه ايمان كامل و صادق به امور غيبى حاصل نمىشود مگر براى اهل يقين و پرهيزكاران و كسانى كه از تاريكى وساوس نجات يافته و به سر منزل اطمينان نفس و ثبات عقيده رسيده و دلشان از انوار هدايت منوّر و روشن شده باشد و به استبعادات و شبهات واهى اعتنا نكرده ، در راه ديندارى و ولايت ، لغزش قدم و تزلزل نيابند .
جهت دوم : شدتها و پيش آمدهاى ناگوار و تغييرات و تحولاتى است كه در دوره غيبت روى داده و مردم را زير و رو مىسازد ، به طورى كه حفظ ايمان و استقامت بسيار دشوار مىگردد و ايمان افراد در مخاطرات سخت واقع مىشود ، چنانچه از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود : آن كس كه بخواهد در عصر غيبت به دينش متمسك و ملتزم باشد ، مثل كسى است كه شاخهء درخت خار را با دست بزند تا خارهايش قطع گردد . سپس امام با دست خود به اين كار اشاره
هامش
( 1 ) . منتخب الاثر ، فصل 1 ، باب 8 ، ح 4 .