كرده ، آنگاه فرمود : به درستى كه براى صاحب اين امر غيبتى است ، پس بايد هر بنده خداى بپرهيزد و به دينش متمسك گردد .
اينك متن حديث :
« إِنَّ لِصاحِبِ هذِهِ الْأَمْرِ غَيْبَةٌ ، الْمُتَمَسّكُ فِيها بِدَيْنِهِ كَالْخارِطِ لِلْقُتادِ . ثُمَّ قالَ : هكَذا بِيَدِهِ . ثُمَّ قالَ : إِنَّ لِصاحِبِ هذَا الْأَمْرِ غَيْبَةٌ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ عَبْدُهُ وَلْيَتَمَسَّكَ بِدِينِهِ » « 1 »
در دوران غيبت ، جمال ظاهر دنيا هر چه بيشتر و بهتر جلوهگر و دلفريب مىشود . اسباب معاصى و گناهان و لذايذ حيوانى بيش از همه وقت فراهم و در دسترس عموم قرار مىگيرد . بساط لهو و لعب و غنا و خوانندگى و طرب همه جا گسترده مىشود . زنها و مردهاى بيگانه با هم امتزاج و اختلاطهاى نامشروع و خلاف عفّت و نجابت پيدا كنند . كسبهاى حرام متداول و رسمى و معاش اكثر مردم از راههاى حرام باشد ، و براى مؤمن ضربت شمشير از به دست آوردن يك درهم حلال آسانتر باشد . ماديّات و دنياپرستى بر مردم غالب ، و مقامات و مناصب به دست كسانى افتد كه به احكام خدا پاىبند و ملتزم نباشند . زنان را در رتق و فتق امور عامه و كارهايى كه به عهده مردها است ، دخالت دهند . ربا و ميگسارى و فروش شراب و قمار و بىعفتى و فحشاء علنى گردد .
اهل دين و امانت و ايمان ، ذليل ؛ و نابكاران و اراذل و بىدينان ، به ظاهر عزيز گردند . امر به معروف و نهى از منكر ترك و عكس آن رايج شود . معروف را منكر و منكر را معروف شناسند . به معصيت و گناه و همكارى با ستمگران افتخار نمايند .
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 16 ، ح 34 ، ب 34 و منتخب الاثر تأليف نگارنده ، فصل 2 ، ب 27 ، حديث 10 .